امضای توافق دفاعی مشترک میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در مکه، از مهم‌ترین تحولات امنیتی خاورمیانه در ماه‌های اخیر به شمار می‌رود. بر اساس این پیمان که «توافق مشترک دفاعی مکه» نام گرفته است، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور عضو، به‌منزله حمله به تمامی اعضا تلقی خواهد شد و همکاری‌های دفاعی و امنیتی آنان به سطح تازه‌ای ارتقا یافته است.

این توافق در شرایطی امضا شده که منطقه با مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ از تنش میان ایران و آمریکا و افزایش فعالیت‌های نظامی اسرائیل گرفته تا حضور گسترده نیروهای آمریکایی در پایگاه‌های منطقه. به همین دلیل، تحلیلگران پیمان مکه را صرفاً یک همکاری نظامی سه‌جانبه نمی‌دانند و آن را در چارچوب آرایش جدید قدرت و معادلات امنیتی خاورمیانه ارزیابی می‌کنند.

واکنش آنکارا و تهران به پیمان جدید

هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، روز گذشته به‌صراحت اعلام کرد که این معاهده به هیچ عنوان تهدیدی برای امنیت ایران نیست و تمامی کشورهای منطقه می‌توانند به آن بپیوندند. در سوی دیگر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز با اشاره به روابط مطلوب تهران با هر سه کشور عضو، از نبود نگرانی جمهوری اسلامی نسبت به این سازوکار سخن گفته است. با این حال، پرسش اصلی آن است که آیا در آینده امکان پیوستن ایران به چنین توافقی وجود خواهد داشت؟ خبرنگار مهر برای یافتن پاسخ، گفتگویی با دکتر «یشیم دمیر»، کارشناس روابط بین‌الملل، انجام داده است.

چرا سه کشور این توافق را امضا کردند؟

به گفته این کارشناس ترک، هرچند انگیزه‌های ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی در برخی زمینه‌ها مشترک است، اما اولویت‌های هر یک متفاوت است و نمی‌توان این توافق را اقدامی مستقیم علیه ایران تلقی کرد. هر سه کشور در شرایط متغیر منطقه‌ای تلاش می‌کنند هم امنیت خود و هم منافع اقتصادی‌شان را حفظ کنند.

  • ترکیه: حفظ منافع اقتصادی و امنیتی، ادامه روابط تجاری و انرژی با ایران و ایفای نقش میانجی در جریان تنش آمریکا و ایران از یک سو، و توسعه روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ورود صنایع دفاعی به بازارهای جدید از سوی دیگر، مهم‌ترین انگیزه‌های آنکارا را تشکیل می‌دهد.
  • پاکستان: این کشور افزون بر همسایگی با ایران، سال‌هاست روابط گسترده‌ای با کشورهای خلیج فارس دارد؛ هرچند در گذشته نیز همیشه از سیاست‌های ریاض پیروی نکرده و در جنگ یمن موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کرد. اسلام‌آباد امروز به سرمایه‌گذاری خارجی و دسترسی به بازارهای بین‌المللی نیاز دارد و توافق مکه را فرصتی برای تقویت مناسبات امنیتی و اقتصادی می‌بیند.
  • عربستان سعودی: برای ریاض، امنیت و اقتصاد دو روی یک سکه است. این کشور در چارچوب «چشم‌انداز ۲۰۳۰» می‌خواهد وابستگی خود به نفت را کاهش دهد و برای تحقق این هدف، به ثبات منطقه‌ای نیاز دارد؛ زیرا گسترش جنگ‌ها به زیرساخت‌های انرژی آسیب می‌زند و سرمایه‌گذاری خارجی را فراری می‌دهد. رقابت بلندمدت با ایران نیز ریاض را به سمت ایجاد همکاری‌های امنیتی جدید سوق داده است.

آیا پیوستن ایران ممکن است؟

دکتر دمیر معتقد است پیوستن تهران به توافق مکه در کوتاه‌مدت بسیار دشوار است. از مهم‌ترین دلایل این امر می‌توان به حل‌نشدن کامل رقابت‌های امنیتی میان ایران و عربستان اشاره کرد؛ به‌ویژه اینکه حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک عربستان برای ایران یک مسئله امنیتی جدی محسوب می‌شود. حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نشان‌دهنده حساسیت بالای تهران نسبت به این موضوع است. اختلاف‌های دو کشور بر سر یمن و رقابت بر نفوذ منطقه‌ای نیز بر این پیچیدگی افزوده است.

به گفته این کارشناس، اگر توافق به‌عنوان ساختاری ضدایرانی تلقی شود، احتمال پیوستن تهران حتی کمتر خواهد شد. با این حال، نمی‌توان گفت ایران هرگز به آن نخواهد پیوست؛ اگر این پیمان در آینده از حالت یک ساختار نظامی علیه کشور خاصی خارج شود و به سازوکاری فراگیر برای تأمین امنیت منطقه، بازدارندگی در برابر حملات و توسعه همکاری‌های اقتصادی تبدیل گردد، ممکن است ایران نیز به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با آن ارتباط برقرار کند. در شرایط کنونی اما انتظار نمی‌رود تهران به این توافق بپیوندد و به‌جای مشارکت، نسبت به شکل فعلی آن انتقاد کرده است.

چالش‌های پیش روی پیمان مکه

به باور کارشناس ترک، مهم‌ترین چالش، جلوگیری از تبدیل‌شدن توافق به یک ائتلاف نظامی علیه یک کشور خاص است. در صورت تحقق چنین چیزی، به‌ویژه اگر این ساختار به‌عنوان «ائتلاف سنی» یا بلوکی ضدایرانی تلقی شود، رقابت‌های منطقه‌ای تشدید خواهد شد و احتمال پیوستن دیگر کشورها نیز کاهش می‌یابد.

از دیگر چالش‌ها، تفاوت اولویت‌های سه کشور عضو است؛ ترکیه همچنان روابط اقتصادی و سیاسی با ایران دارد، پاکستان همسایه ایران و در رقابت دیرینه با هند است و عربستان نیز بر سر نفوذ منطقه‌ای با تهران رقابت می‌کند. تنش پاکستان و هند در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ واقع‌بینانه نیست که اسلام‌آباد تمام ظرفیت نظامی و سیاسی خود را صرف مسائل خاورمیانه کند و ورود آنکارا و ریاض به این مناقشه نیز می‌تواند به‌جای گسترش همکاری، مشکلات تازه‌ای ایجاد کند.

در عین حال، همکاری امنیتی قدرتمند میان این سه کشور می‌تواند در زمینه حفاظت از مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری و زیرساخت‌های حیاتی نقش بازدارنده مهمی ایفا کند؛ زیرا پیامدهای یک درگیری منطقه‌ای هرگز به کشورهای درگیر محدود نمی‌ماند و از مسیر انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری، کل منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. موفقیت این پیمان نیز به ایجاد تعادلی بستگی دارد که در آن کشورهای عضو مجبور نباشند مسائل امنیتی دوجانبه یکدیگر را بر عهده بگیرند و رقابت‌های دوجانبه، امنیت مشترک را تضعیف نکند.