در دنیای شبکههای اجتماعی که پر از فیلترهای صیقلخورده و تصاویر روتوششده است، نام لئونیه فون اونگرن اشترنبرگ در چند ماه اخیر بر سر زبانها افتاده است. او اما نه یک بازیگر و نه یک سلبریتی تازهکار، بلکه وارث یک نام خانوادگی تاریخی است که ریشه در یکی از جنجالیترین شخصیتهای قرن بیستم دارد.
میراث «بارون خونین»
جذابیت لئونیه تنها به سبک زندگی اشرافیاش محدود نمیشود؛ نام خانوادگی او داستانی تاریک را با خود حمل میکند که به رومان فون اونگرن اشترنبرگ میرسد؛ افسر نظامی و جنگسالاری که در آشوبهای پس از جنگ جهانی اول بر مغولستان حکومت کرد و به دلیل خشونت بیحد و حصرش به «بارون خونین» شهرت یافت.
لئونیه هرچند تنها نسبت دوری با این جد تاریخی دارد، اما هوشمندانه از این پیشینه برای جلب توجه مخاطبان بهره برده است. ویدئویی که او در کنار پرتره «بارون خونین» منتشر کرد، نهتنها به یکی از پربازدیدترین محتواهایش تبدیل شد، بلکه نقش مهمی در رشد سریع شمار دنبالکنندگانش ایفا کرد؛ رقمی که اکنون از مرز ۱۳۰ هزار نفر عبور کرده است.
نماد جنبش «اولد مانی»
لئونیه به یکی از چهرههای اصلی جنبش «اولد مانی» در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است؛ جنبشی که در آن کاربران با به نمایش گذاشتن سبک زندگی طبقه ثروتمند و کهننژاد، مخاطب را به دنیایی از تجمل و اصالت اروپایی میبرند. محتوای او پنجرهای است به جهانی که برای اکثر کاربران تیکتاک دستنیافتنی به نظر میرسد؛ بهویژه آنکه حدود ۷۰ درصد مخاطبانش را زنان، عمدتاً آمریکایی، تشکیل میدهند.
او با روایت زندگیاش در شهرهایی مانند ماربیا، قاهره و دبی و همچنین تحصیل در گرانترین مدارس شبانهروزی سوئیس و اتریش، حس «گریز از واقعیت» را به مخاطب میفروشد؛ فضایی که در آن تاریخ، ثروت و امتیازات طبقاتی در هم آمیختهاند تا تصویری از آرامش و اصالت ارائه دهند.
اصالت یا نمایش؟
آنچه لئونیه را از بسیاری از اینفلوئنسرهای «اولد مانی» متمایز میکند، واقعی بودن این پیشینه است. بسیاری از این چهرهها تنها با خرید لباسهای برند و تقلید از ظاهر ثروتمندان سعی در شبیهسازی این سبک دارند، اما او وارث یک تاریخ واقعی است؛ همین اصالت، داستانش را برای مخاطبی که در دنیای پر از فریب مجازی تشنه «واقعیت» است، جذابتر میکند.
با این حال، تناقضهایی در روایت او دیده میشود. لئونیه در گفتوگوهایش ادعا میکند هدفش «دموکراتیک کردن دانش» است؛ شعاری که در تضاد آشکار با زندگی پرامتیاز او قرار دارد. او در ویدئویی دیگر خود را «فقط دختری که عاشق ماتچا است» معرفی میکند؛ عبارتی که منتقدان آن را نمادی از فروتنی نمایشی طبقات حاکم میدانند.
توجه؛ ارزشمندترین کالای قرن بیست و یکم
تضاد نهایی اینجاست که در دنیای امروز، میل به دیده شدن به نقطه اشتراک طبقه کارگر و اشراف تبدیل شده است. لئونیه، چه در حال برگزاری عروسی در هتل فورسیزنز مادرید باشد و چه در حال تولید محتوا برای تیکتاک، به خوبی میداند که ارزشمندترین کالای قرن بیست و یکم نه ارثیه خانوادگی، بلکه «توجه» است؛ کالایی که او با مهارت تمام آن را به نام خود ثبت کرده است.
برای او، تیکتاک صرفاً یک سرگرمی نیست، بلکه پلتفرمی برای تثبیت جایگاه اشرافیت در عصر الگوریتمهاست؛ جایی که تاریخ، طبقه و ثروت در قالب ویدئوهای کوتاه به کالایی برای مصرف میلیونها کاربر تبدیل میشود.
نظرات (0)