شفافیت در سیاست‌گذاری پولی و انتشار منظم گزارش‌های تصمیم‌گیری بانک مرکزی، در سال‌های اخیر به یکی از مدرن‌ترین و مؤثرترین ابزارهای مدیریت بازارهای مالی در جهان تبدیل شده است. کارشناسان بر این باورند که انتشار دقیق گزارش‌های پولی مانع از شکل‌گیری مارپیچ قیمت و دستمزد می‌شود و با لنگر کردن انتظارات بازار، مسیر رسیدن به هدف تورمی را هموار می‌کند.

چرا سیاست ابهام دیگر کارآمد نیست؟

در دهه‌های گذشته، بسیاری از بانک‌های مرکزی ترجیح می‌دادند تصمیم‌های خود را در ابهام اتخاذ کنند؛ چراکه تصور می‌شد غافلگیر کردن بازار، اثربخشی سیاست‌ها را افزایش می‌دهد. با این حال، تجربه‌های نوین اقتصادی نشان داده است که این رویکرد نتیجه معکوس دارد. عدم تقارن اطلاعاتی میان سیاست‌گذار و فعالان بخش خصوصی، تنها نااطمینانی را افزایش می‌دهد، رفتارهای تدافعی ایجاد می‌کند و نوسانات بازارهای دارایی مانند ارز، طلا و مسکن را تشدید می‌کند.

زمانی که بانک مرکزی به‌صورت شفاف و در قالب گزارش‌های دوره‌ای، اهداف تورمی، دلایل تغییر نرخ بهره و ارزیابی خود از متغیرهای کلان را منتشر می‌کند، فعالان اقتصادی می‌توانند برنامه‌ریزی مالی خود را با افق دید روشن‌تری انجام دهند. این فرآیند ریسک تصمیم‌گیری در فضای مبهم را کاهش می‌دهد و سرمایه‌ها را به سمت بخش‌های مولد هدایت می‌کند.

زبان مشترک میان بانک مرکزی و جامعه

وحید شقاقی شهری، اقتصاددان، در تحلیل این سازوکار می‌گوید: «شفافیت پولی به معنای ایجاد یک زبان مشترک میان بانک مرکزی و آحاد جامعه است. وقتی سیاست‌گذار پولی سناریوهای خود را برای مهار نقدینگی و هدایت نرخ سود بین‌بانکی به‌طور شفاف اعلام می‌کند، اعتبار پولی افزایش می‌یابد.»

به گفته وی، در چنین شرایطی بازارها پیش از اعمال واقعی سیاست، خود را با جهت‌گیری بانک مرکزی هم‌راستا می‌کنند؛ امری که هزینه اجرای سیاست‌های انقباضی یا انبساطی را به‌شدت کاهش می‌دهد و از رفتارهای هیجانی در بازار جلوگیری می‌کند. افزون بر این، شفافیت سیستماتیک مانع از اعمال فشارهای سیاسی کوتاه‌مدت بر تصمیم‌های فنی بانک مرکزی می‌شود. وقتی گزارش‌ها با متغیرهای مستند و دقیق منتشر شوند، هرگونه انحراف از اهداف پولی به‌سرعت توسط کارشناسان رصد می‌شود و سیاست‌گذار ملزم به پاسخگویی در برابر آن خواهد بود.

مدیریت انتظارات؛ کانال اصلی مهار تورم

تأثیر مستقیم شفافیت بر کنترل تورم از مجرای مدیریت انتظارات تورمی عبور می‌کند. در اقتصادهای در حال توسعه و کشورهایی که با تورم‌های مزمن و ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ذهنیت عمومی جامعه درباره سطح آینده قیمت‌ها، خود به محرک اصلی تورم جاری تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، اگر بانک مرکزی گزارش‌های دقیقی از حجم خلق پول، روند رشد نقدینگی و جزئیات ترازنامه خود ارائه ندهد، شایعات و سیگنال‌های غیراقتصادی در بازار آزاد ارز، جهت انتظارات را تعیین می‌کنند. انتشار منظم گزارش‌های سیاست پولی مانع از شکل‌گیری این مارپیچ انتظاراتی می‌شود؛ وقتی فعالان بازار بدانند بانک مرکزی به‌صورت فعالانه ترازنامه بانک‌ها را رصد می‌کند و از طریق ابزارهایی مانند عملیات بازار باز، پایه پولی را مدیریت می‌کند، محاسبات قیمت‌گذاری خود را بر مبنای واقعیت‌های پولی تنظیم می‌کنند، نه بر اساس هراس از جهش‌های احتمالی آینده.

انضباط مالی در شبکه بانکی

شفافیت پولی رابطه مستقیمی با کنترل انضباط مالی در شبکه بانکی نیز دارد. انتشار داده‌های مربوط به اضافه برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی و نرخ‌های سود بازار بین‌بانکی، مانع از پنهان‌کاری مؤسسات مالی ناسالم می‌شود. نظارت عمومی و رسانه‌ای، بانک‌های ناتراز را تحت فشار قرار می‌دهد تا رفتارهای پرریسک خود در خلق پول بی‌ضابطه را اصلاح کنند؛ در نتیجه، یکی از اصلی‌ترین موتورهای محرک تورم یعنی رشد غیرسازنده نقدینگی مهار می‌شود.

مسیری کم‌هزینه برای بازگشت به ثبات

لنگر کردن انتظارات تورمی از طریق ابزار شفافیت، به سیاست‌گذار پولی امکان می‌دهد با کمترین میزان انقباض اعتباری و بدون آسیب‌زدن به بخش تولید، روند صعودی قیمت‌ها را متوقف کند و نرخ تورم را به سمت هسته پایدار و هدف‌گذاری‌شده هدایت نماید؛ امری که پایداری مالی بلندمدت را تضمین می‌کند.