کتاب «خاطراتی از پدرم» به قلم حجت‌الاسلام سیدمحمدمهدی نصرالله، فرزند شهید سیدحسن نصرالله، نوشته شده و قرار است با ترجمه بشری صاحبی از سوی انتشارات امیرکبیر در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد. این اثر نخستین کتابی است که از خانواده دبیرکل شهید حزب‌الله درباره او منتشر می‌شود؛ سال گذشته نیز نسخه عربی آن با عنوان «ذکریاتی مع أبی» در جهان عرب منتشر و توزیع شده بود.

نویسنده در مقدمه کتاب تأکید کرده است که نوشتن درباره شخصیتی با جایگاه و عظمت پدرش، کاری دشوار و همراه با غم بوده؛ چنان‌که هر خاطره با اشک و بغض مرور می‌شده است. او کوشیده با حفظ سادگی واژه‌ها، تصویری واقعی و صمیمی از دوران کودکی و رابطه پدر و فرزند به‌ویژه در خانه، مدرسه و زندگی روزمره ارائه دهد.

دو بخش کتاب؛ شنیده‌ها و دیده‌ها

این اثر در دو بخش تدوین شده است: «آنچه از پدر شنیدم» و «آنچه در همراهی با او دیدم». نسبت خانوادگی میان راوی و سوژه اصلی، فضای کتاب را صمیمی و اثرگذاری آن را بر مخاطب دوچندان کرده است. بشری صاحبی، مترجم اثر، می‌گوید در خوانش نخست از صمیمیت و لحن روان کتاب بسیار لذت برده است و آن را برای مخاطبانی که از کودکی با فضای مقاومت و شخصیت‌های دینی و مبارز آشنایی دارند، ملموس و نزدیک می‌داند.

به گفته مترجم، آنچه این کتاب را منحصربه‌فرد می‌کند، پرداختن به بُعدی از زندگی سیدحسن نصرالله است که کمتر مورد توجه قرار گرفته: زندگی فردی و خانوادگی او. او با وجود نقش اجتماعی بزرگش، پدر و همسر بود و این کتاب زوایای پنهان همین نقش‌ها را روشن می‌کند.

مهربانی در جزئیات روزمره

یکی از خاطرات زیبای کتاب به صبح‌های مدرسه رفتن نویسنده بازمی‌گردد. گاه پیش می‌آمد که پسر زودتر از مادر از خواب بیدار می‌شد؛ در این لحظات سیدحسن نصرالله اجازه نمی‌داد همسرش بیدار شود و می‌گفت مادرتان خسته است. او خودش صبحانه‌ای مختصر، در حد شیر و خرما، برای فرزندش آماده می‌کرد و او را راهی مدرسه می‌کرد. این برش از خاطرات، احترام و محبت عمیق او را به اعضای خانواده، به‌ویژه همسرش، نشان می‌دهد.

خاطره دیگری که در گفت‌وگو با مترجم کتاب روایت شده، به هدیه دادن انگشتر مربوط است. رسم بر این بوده که مردم هنگام دیدار با سیدحسن نصرالله، انگشتر او را به رسم تبرک درخواست می‌کردند و او فی‌المجلس انگشتر دست خود را هدیه می‌داد. اما از مقطعی به بعد، او انگشترهای منقش به اسامی ائمه اطهار(ع) را به دست نمی‌کرد. وقتی فرزندانش دلیل آن را پرسیدند، پاسخ داد: «من می‌ترسم شاید فردی که این هدیه را دریافت می‌کند، در معذوریت قرار گیرد و نتواند همانند من دائم‌الوضو باشد و ناخواسته، به‌دلیل لمس این اذکار و اسامی اهل‌بیت(ع)، دچار گناه شود. من نمی‌خواهم زمینه‌ساز چنین معصیتی باشم.» مترجم این خاطره را نشانه عمق مهربانی و توجه او به آدم‌ها می‌داند.

عوامل شکل‌گیری یک شخصیت اثرگذار

نویسنده کتاب یادآور می‌شود که سیدحسن نصرالله از خانواده‌ای معمولی برخاسته بود، نه خانواده‌ای نسل‌درنسل روحانی. او نخستین عامل شکل‌گیری شخصیت پدرش را عنایت الهی می‌داند؛ گویی خداوند او را برای همین جایگاه برگزیده و نفسی حقی به او بخشیده بود که با خطبه‌هایش دلها را متوجه خود کند. در کنار آن، انتخاب‌های شخصی او نیز نقشی تعیین‌کننده داشتند؛ از جمله ورود به حوزه علمیه، آمدن به ایران و تحصیل در این کشور، و نیز دوستی با سیدعباس موسوی.

به گفته نویسنده، شرایط تاریخی و رؤیای مقاومت در برابر ظلم که برگرفته از اندیشه امام حسین(ع) است، عامل سوم و بسیار مهمی بود. هم‌زمانی این عوامل با پیروزی انقلاب اسلامی و مواجهه او با امام خمینی(ره) و جریان انقلاب، زمینه را برای آن فراهم کرد تا سال‌ها به‌عنوان فرمانده ارشد جبهه مقاومت مجاهدت و اثرگذاری کند.

سیری ناپذیر در مطالعه

پررنگ‌ترین خاطرات کتاب به علاقه شدید سیدحسن نصرالله به مطالعه بازمی‌گردد. او حتی گفته بود که پس از بازنشستگی و کنار گذاشته شدن از سمت دبیرکلی، به روستایی مهاجرت می‌کند تا در تنهایی حجم زیادی کتاب بخواند و پژوهش کند. بنابر نقل‌های موجود، او ماهانه حدود هزار صفحه از آثار اسرائیلی‌ها را مطالعه می‌کرد تا شناختی کامل از دشمن به دست آورد.

در خاطرات بارها آمده است که او بر موضوعات مختلف، از مسائل فقهی تا سیاسی، تسلطی کامل داشت و گاه افرادی برای ارائه گزارش به دیدارش می‌رفتند اما درمی‌یافتند که او بر موضوع اشراف کامل دارد و خود نیز تحلیل ارائه می‌کند. نویسنده‌ای که برای تقدیم کتابش به دیدار سید رفته بود، با کمال شگفتی دید که او کتاب را پیش‌تر مطالعه کرده و برای بخش‌هایی از آن یادداشت نوشته است؛ سپس کتاب را با همین یادداشت‌ها به نویسنده بازگرداند تا از آنها بهره ببرد. این انس با کتاب، سیره علمای شیعه و فرماندهان محور مقاومت بود و چهره‌ای فراتر از نقش‌های سیاسی و مبارزاتی از او به نمایش می‌گذارد.