نوشتن و رسیدن به روزی که داستانی با نام خودتان منتشر شود، آرزوی بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان است؛ آرزویی که خیلیها در همان گامهای نخست آن را کنار میگذارند. اما نکته مهم این است که محبوبترین نویسندگان روزگار ما نیز زمانی با همین موانع روبهرو بودهاند و بهتدریج بر آنها چیره شدهاند. سایت پورتالیست با تکیه بر تجربه نویسندگان حرفهای، مجموعهای از توصیههای ضروری را برای علاقهمندان این حرفه گردآوری کرده است؛ با این تأکید که مانند هر قانون نویسندگی، شما نیز مجازید این اصول را هر طور صلاح میدانید به چالش بکشید.
پیشنویسها را دور نریزید
فرض کنید نخستین پیشنویس داستانتان را تمام کردهاید. اغلب پیشنویسهای اول مانند سیبزمینی خامی هستند که هنوز به غذا تبدیل نشدهاند؛ اما میدانید که با کمی تلاش، میتوان از آنها غذایی خوشطعم ساخت. برخلاف آشپزی، در نویسندگی نباید بخشهای اضافی و بهظاهر بیفایده را دور انداخت؛ بهتر است آنها را در کشویی نگه دارید تا روزی به کار آیند.
سی. اس. لوئیس، خالق مجموعه «ماجراهای نارنیا»، در نامهای به دختر جوانی که مشاوره میخواست نوشت: «وقتی از کار خود راضی نیستید، آن را دور نیندازید؛ در کشو بگذارید. بسیاری از بهترین کارهای من بازنویسی آثاری است که سالها پیش شروع و رها کرده بودم.» او در طول زندگیاش سی کتاب منتشر کرد و دهها پیشنویس دیگر نیز در کشوهای میزش خاک میخورند تا شاید روزی الهامبخش او شوند.
با جزئیات حسی بنویسید
وقتی جملهای زیبا میسازید، چه چیزی آن را ماندگار میکند؟ به احتمال زیاد، جزئیات احساسی است. نالو هاپکینسون، نویسنده داستانهای ادبی، در درس «چگونه توصیفی بنویسیم» توضیح میدهد که نوشته لذتبخش، حواس پنجگانه را به شیوهای تازه ترکیب میکند و تداعیهای پیچیدهای در ذهن خواننده میآفریند. او توصیه میکند از جملات کلیشهای پرهیز کنید؛ چون تصویری که بیش از حد استفاده شده، هیچ درگیری حسی در خواننده ایجاد نمیکند.
هاپکینسون پیشنهاد میدهد بهجای توصیفهای تکراری، خواننده را وادار به حسکردن کنید؛ برای نمونه با جملهای مانند «از روزی شروع شد که جیکوب آنت را با آن لباس طرح گیلاسی دید»، ذهن خواننده خودش تصویر را میسازد و درگیر داستان میشود. جزئیات حسی به مخاطب اجازه میدهد در اثر غرق شود، نه اینکه به او گفته شود چه فکری کند.
هر ایدهای را فوراً ثبت کنید
چه کسی تا به حال در نیمهشب از خواب برنخاسته و با خود نگفته «این ایده فوقالعادهای برای رمان است»؟ مشکل اینجاست که چنین جرقههایی معمولاً تا صبح از حافظه محو میشوند. جف وندرمیر، نویسنده کتابهای «نابودی» و «پرونده بورن»، همیشه دفترچه و خودکاری همراه دارد و در آشپزخانهاش نیز تکهکاغذهای پراکنده دیده میشود. او میگوید در بیست سال گذشته هیچ ایده یا صحنهای را از دست نداده، زیرا هرگز از نوشتن فوری آن غافل نشده است.
وندرمیر معتقد است این عادت، ناخودآگاه را تشویق میکند به تولید مداوم ایده: «اگر ذهن ناخودآگاه شما بداند که همه چیز را مینویسید، عادتی شکل میگیرد که از طریق آن پیوسته ایدههای تازه میآیند؛ دیگر مشکل کمبود ایده نخواهید داشت، بلکه ایدههای زیادی در انتظار پرورشیافتناند.»
عادت را بر الهام مقدم بدانید
اکتاویا باتلر، برنده جایزه نبوغ مکآرتور، قاطعترین توصیه را در این زمینه دارد: «الهامات را فراموش کنید؛ عادت قابلاعتمادتر است.» به باور او، عادت است که نویسنده را چه با الهام و چه بیالهام سر پا نگه میدارد و به او کمک میکند داستانهایش را تمام و صیقل دهد؛ کاری که از الهام برنمیآید.
باتلر دو عادت ضروری را پیشنهاد میکند: هر روز مطالعه کنید و هر روز بنویسید؛ حتی اگر لازم باشد یک ساعت زودتر بیدار شوید یا از ساعت ناهارتان بزنید. او همچنین گوش دادن به کتاب صوتی را بهاندازه مطالعه مفید میداند و پشتکار را کلید عبور از دشواریهای زندگی نویسندگی معرفی میکند: «پشتکار برای ادامه نوشتن، علیرغم رد شدن آثار، ضروری است. استعداد هم هرچه بیشتر تمرین کنید، بیشتر رشد میکند.»
از جهانسازی نترسید
داستانهای تخیلی جذاب ما را به دنیاهای تازه دعوت میکنند؛ جهانهایی که با اکوسیستمها و فرهنگهای ناآشنا برای ما تازگی دارند. نویسنده خوب با مهارت در جهانسازی، کاری میکند که مخاطب احساس کند سالها در آن دنیا زیسته است. ان. کی. جمیسین، نویسندهای که سه بار پیاپی جایزه هوگو را برای بهترین رمان از آن خود کرده، هشدار میدهد که ترس از خلق جهان تازه، عامل مرگ بسیاری از دنیاهای تکراری است: «کپیکردن آسانتر از خلقکردن است.»
جمیسین توصیه میکند از فرآیند جهانسازی نهراسید، از عجیبترین ایدههایتان استقبال کنید و به جزئیات شخصیتها توجهی هدفمند داشته باشید. جهانسازی هرچند زمان و اعتماد به نفس میطلبد، اما همان چیزی است که داستان را از قاب یک اثر معمولی خارج و آن را ماندگار میکند.
جمعبندی
مسیر نویسندگی پر از فراز و نشیب است، اما با نگهداشتن پیشنویسها، بهرهگیری از جزئیات حسی، ثبت سریع ایدهها، تکیه بر عادت و شجاعت در ساخت دنیای داستانی میتوان این مسیر را قدمبهقدم پیمود. مهمترین نکته این است که نوشتن را آغاز کنید و اجازه ندهید ترس یا ناامیدی نخستین، پایان داستان شما باشد.
نظرات (0)