جدایی بحرین از ایران، بیش از پنج دهه است که به یکی از پرمناقشهترین بخشهای کارنامه سیاسی دوران محمدرضا پهلوی تبدیل شده است. این رویداد که در سال ۱۳۵۰ خورشیدی به سرانجام رسید، هرگز یک تصمیم ساده و اداری نبود؛ تصمیمی که همان زمان نیز با واکنشهای تند و اعتراضهای آشکار در نهادهای سیاسی کشور مواجه شد و حتا برخی مقامهای وقت از آن ابراز تأسف کردند.
نطق اعتراضی که مجلس را لرزاند
هنگامیکه اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه وقت، گزارش طرح جدایی بحرین از ایران را به مجلس شورای ملی برد و بحث درباره این موضوع در صحن مجلس مطرح شد، محسن پزشکپور، نماینده مجلس و از اعضای حزب پانایرانیست، با بغض و فریاد به این تصمیم اعتراض کرد. او در بخشی از نطق خود خطاب به فضای آن روز مجلس گفت: «آقای نخستوزیر به من توصیه کرده که انتحار سیاسی نکنم؛ اما من شهادت سیاسی میکنم و آیندگان قضاوت خواهند کرد که چه کسی انتحار سیاسی کرده!»
این جملهها بعدها به یکی از ماندگارترین واژههای اعتراضی تاریخ مجلس ایران تبدیل شد و روایت آن، دههها بعد نیز همچنان در مرور این مقطع تاریخی نقل میشود.
روایت حاضران از آن روز سنگین
فضای آن جلسه بهگونهای بود که حتا مخالفان پزشکپور نیز آن را سنگین ارزیابی میکردند. هوشنگ طالع، نماینده وقت مجلس، سالها بعد درباره لحظات آن نطق روایت کرد که اردشیر زاهدی سرش را پایین انداخته و دستش را روی سر گذاشته بود. خود زاهدی نیز درباره آن ماجرا گفته بود: «ناراحت بودم، به هر حال بخشی از خاک کشورم بود.»
به روایتهای منتشرشده، زاهدی اساساً با جدایی بحرین موافق نبود و حتا از آمادگی خود برای جنگیدن در راه حفظ بحرین سخن گفته بود؛ موضوعی که در مستندی از شبکه منوتو نیز به آن اشاره شده است.
پروندهای که از مسیر وزارت خارجه خارج شد
مخالفت وزیر امور خارجه با این تصمیم تا آنجا پیش رفت که پرونده بحرین از مسیر عادی وزارت امور خارجه خارج و به خسرو افشار، معاون آن وزارتخانه، سپرده شد؛ مسیری که قرار بود جدایی بحرین را به شکلی پیش ببرد که هزینه سیاسی آن برای شاه تا حد ممکن کاهش یابد.
این روایتها، با وجود تلاش جریانهای رسانهای سلطنتطلب برای توجیه تصمیم شاه، نمیتواند یک نکته مهم را پنهان کند: جدایی بحرین تصمیمی نبود که بدون اطلاع و اراده محمدرضا پهلوی اتفاق افتاده باشد. حتا در روایتهایی که با هدف دفاع از عملکرد شاه منتشر شدهاند، نقش مستقیم او در مدیریت پرونده بحرین و تعیین مسیر آن قابل مشاهده است.
پیامدهای ژئوپلیتیکی که هنوز محل بحث است
سالها بعد، هوشنگ طالع با اشاره به پیامدهای این تصمیم، از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه کرد و این پرسش را مطرح کرد که اگر بحرین همچنان بخشی از ایران بود، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس متفاوت میشد و ایران از طریق بحرین، حضوری جدیتر و گستردهتر در منطقه داشت.
شاید به همین دلیل است که جدایی بحرین، با گذشت بیش از نیم قرن، همچنان یکی از نقاط بحثبرانگیز کارنامه محمدرضا پهلوی باقی مانده است؛ تصمیمی که مخالفانش همان زمان درباره تبعات آن هشدار دادند و امروز نیز مسئله اصلی نه فقط خود جدایی، بلکه مسئولیت تصمیمگیران آن و تلاش برای توجیه این تصمیم پس از گذشت سالهاست.
نظرات (0)