«خون بس» آخرین بخش از سه‌گانه نمایشی صابر ابر، این روزها در تالار وحدت به صحنه می‌رود و در فضای فرهنگی پایتخت سر و صدای زیادی به پا کرده است؛ از بروشورهای کار و بازیگران شناخته‌شده‌اش گرفته تا میز بزرگ پذیرایی در سالن انتظار که با کاسه‌های بورانی، گلدان‌هایی پر از مایعی خون‌رنگ و قاشق چیده شده و سوژه عکاسی بسیاری از تماشاگران شده است.

سارا فرجی، فعال رسانه، در یادداشتی که به مناسبت اجرای این نمایش نوشته، تأکید کرده که برخلاف تصور اولیه، «خون بس» ارتباط محتوایی چندانی با دو نمایش قبلی این سه‌گانه یعنی «امشب به صرف بورش و خون» و «امشب به صرف بورش، بدون خون؛ به روایت نازنین» ندارد و برای تماشای آن نیازی به آشنایی با آثار قبلی نیست.

آینه تمام‌نمای شخصیت صابر ابر

به اعتقاد نویسنده این یادداشت، «خون بس» بیش از آنکه ادامه‌ای بر دو اثر قبلی باشد، تصویری از خودِ صابر ابر است؛ کارگردانی که در کنار بازیگری، پادکست اجرا می‌کند، می‌نویسد، در حوزه نشر فعالیت دارد و به تازگی به طراحی لباس و مبلمان نیز روی آورده است. در این مجموعه‌ها او گاه واقعاً خوش‌سلیقه ظاهر می‌شود و گاه تنها به قصد تجربه وارد می‌شود؛ ویژگی‌ای که به گفته منتقد، در نمایش «خون بس» نیز دیده می‌شود: همه‌چیز در کنار هم هست، اما لزوماً اثری منسجم و درخشان از آب درنیامده است.

نقاط قوت؛ از صحنه تا موسیقی

از جمله ویژگی‌های مثبت این نمایش می‌توان به طراحی صحنه خوب اشاره کرد که بخش بزرگی از آن مدیون ظرفیت‌های تالار وحدت است. طراحی نور و دکور متفاوت و چشم‌گیر، حضور بازیگران سرشناس، متنی نسبتاً قابل قبول و موسیقی خوب، از دیگر عناصری هستند که در نگاه اول توجه مخاطب را جلب می‌کنند. با این حال، به نظر می‌رسد این اجزای قابل قبول در کنار یکدیگر به اثری هماهنگ تبدیل نشده‌اند و تماشاگر در بخش‌هایی حس تماشای اثری شلوغ و بی‌نظم را تجربه می‌کند.

نویسنده یادداشت در بخش موسیقی نیز به سلیقه بالای صابر ابر اشاره کرده و نوشته است که او بارها در کارهایش توانایی‌اش در انتخاب موسیقی را نشان داده است. با این حال، انتخاب موسیقی تعزیه در بخش‌هایی از «خون بس» برای بسیاری از تماشاگران، از جمله خود نویسنده، نامفهوم و نامرتبط با فضای اجرا بوده است؛ هرچند خود موسیقی به‌تنهایی شنیدنی است.

متن؛ مهم‌ترین نقطه ضعف نمایش

به باور منتقد، متن «خون بس» در مقایسه با دو اثر قبلی که نویسندگی آن‌ها را مهدی یزدانی‌خرم بر عهده داشت، از پیوستگی و انسجام کمتری برخوردار است. بهزاد آقاجمالی که متن این نمایش را بر اساس طرحی از صابر ابر نوشته، به گفته نویسنده یادداشت نتوانسته نظم و ترتیب منطقی مورد انتظار را در روایت ایجاد کند و حواس مخاطب مدام پرت می‌شود. بخش‌هایی از دیالوگ‌ها نیز کلیشه‌ای و اینستاگرامی توصیف شده‌اند.

امید طاهری، نمایشنامه‌نویس حوزه تئاتر، نیز در این باره گفته است: «متن «خون بس» مخاطب را گمراه می‌کند و اسیر قطعه‌نویسی‌هایی است که بعضاً بسیار خوب و درست نوشته شده‌اند و گاهی شعارزده و گمراه‌کننده‌اند؛ متن نه اینکه آدرس نمی‌دهد، بلکه آدرس غلط می‌دهد.» به گفته او، چنین متنی به‌اصطلاح «ملفوف» می‌شود؛ متنی پیچیده و در لفافه که در اجزای خودش نیز نمی‌تواند پیوندی بسازد که از آشفتگی رها شود.

برگ برنده؛ دکور و صحنه

اجرای «خون بس» حدود ۱۰۵ دقیقه به طول می‌انجامد، اما به دلیل تغییر دکور، فضای کار تکراری و خسته‌کننده نمی‌شود و در برخی بخش‌ها صحنه‌های شلوغ و پرزرق‌وبرق تماشاگر را غافلگیر می‌کند. بسیاری معتقدند برگ برنده این نمایش طراحی و اجرای دکور آن است؛ نکته‌ای که با توجه به اجرای دو اثر قبلی در بلک‌باکس، تفاوت چشمگیری نیز محسوب می‌شود. در «خون بس» برخلاف دو اثر قبلی، صحنه اجرا کاملاً از فضای تماشاگران جدا شده و ارتباط نزدیک میان بازیگر و مخاطب که در آثار پیشین وجود داشت، کمرنگ‌تر است.

آیا «خون بس» ارزش دیدن دارد؟

نویسنده یادداشت در جمع‌بندی خود می‌نویسد که «خون بس» اثری ارزشمند و یک تئاتر درست‌وحسابی است، به‌ویژه در روزگاری که اجراهای کم‌مایه زیاد شده‌اند. اما اگر به دنبال نمایشی هستید که پس از تماشا ذهن‌تان را درگیر کند و درباره‌اش با دیگران گفت‌وگو کنید، «خون بس» چنین کارکردی نخواهد داشت.

این نمایش به طراحی و کارگردانی صابر ابر، نویسندگی بهزاد آقاجمالی و با حضور صابر ابر، پانته‌آ پناهی‌ها، اصغر پیران، سهیلا صالحی، الهام کردا و فاطمه نقوی، هر شب در دو سانس ۱۸ و ۲۱ در تالار وحدت اجرا می‌شود.