واشنگتن در تازه‌ترین دور از سیاست‌های فشار اقتصادی علیه پکن، محدودیت‌های تازه‌ای را برای ورود محصولات فناورانه چینی به بازار آمریکا طراحی کرده است. از تعرفه بر پلی‌سیلیکون و تجهیزات خورشیدی گرفته تا ممنوعیت احتمالی قطعات نوری شبکه‌های مخابراتی و تجهیزات پیشرفته رباتیک، همگی بخش‌هایی را هدف گرفته‌اند که چین در آن‌ها برتری رقابتی آشکاری دارد. با این حال، تحلیلگران هشدار می‌دهند که این رویارویی بیش از آن‌که به پکن آسیب بزند، هزینه‌های سنگینی را بر اقتصاد و صنایع خود آمریکا تحمیل خواهد کرد.

سه اقدام تازه واشنگتن علیه کالاهای چینی

بر اساس گزارش‌ها، دولت آمریکا در حال آماده‌سازی اعمال دست‌کم ۱۵ درصد تعرفه و مجموعه‌ای از کف قیمت برای محصولات تولیدشده از پلی‌سیلیکون است. در همین حال، کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا (FCC) بررسی ممنوعیت ورود فرستنده‌ها و گیرنده‌های نوری ساخت چین به این کشور را در دستور کار دارد. همچنین در پایان ماه جولای، این نهاد محدودیت‌های وارداتی تازه‌ای را برای اینورترهای ساخت خارجی و تجهیزات پیشرفته رباتیک وضع کرده است.

نکته مهم آن‌که هر سه اقدام، حوزه‌هایی را نشانه گرفته‌اند که چین در آن‌ها جایگاه مسلطی در زنجیره تولید جهانی دارد؛ بنابراین پرسش اصلی این است که واشنگتن با این سیاست‌ها دنبال چه هدفی است و آیا واقعاً می‌تواند به «جایگزینی داخلی» دست یابد.

منطق متفاوت «جایگزینی داخلی» در چین و آمریکا

تجربه جایگزینی داخلی در دو کشور ریشه‌های کاملاً متفاوتی دارد. چین این راهبرد را در واکنش به تلاش‌های خارجی برای قطع دسترسی این کشور به فناوری‌های کلیدی و نیز در پاسخ به نیازهای توسعه داخلی در پیش گرفته است؛ رویکردی که بر خوداتکایی و نوآوری مستقل تکیه دارد. اما آمریکا با طرح «حیاط کوچک، حصارهای بلند» به دنبال بازطراحی زنجیره‌های تأمین به‌گونه‌ای است که چین از آن حذف شود؛ هدفی که از طریق تعرفه، دستکاری قیمت و محدودسازی دسترسی به بازار دنبال می‌شود.

وزارت بازرگانی چین روز چهارشنبه با انتشار بیانیه‌ای روشن اعلام کرد که اگر واشنگتن بر این مسیر اصرار ورزد، پکن نیز پاسخ متقابل خواهد داد. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند آمریکا اگر واقعاً قصد ادامه این سیاست را دارد، باید سه هزینه بزرگ را از پیش محاسبه کند.

هزینه نخست؛ گذار انرژی

چین بیش از ۸۰ درصد از ظرفیت جهانی تولید در بخش‌های اصلی زنجیره فتوولتائیک را در اختیار دارد، در حالی که آمریکا هنوز از زیرساخت بالادستی لازم برای ایجاد یک زنجیره جایگزین یکپارچه برخوردار نیست. تعرفه‌های برنامه‌ریزی‌شده ممکن است علاوه بر پلی‌سیلیکون، ویفرها، سلول‌ها و ماژول‌های خورشیدی را نیز شامل شوند.

در همین راستا، واشنگتن در حال بررسی برنامه جبران موقتی است تا تولیدکنندگان داخلی وابسته به مواد وارداتی را از اثر تعرفه‌ها محافظت کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این تعرفه‌ها در وهله نخست به زنجیره تأمین صنایع خود آمریکا ضربه خواهند زد. پرسش جدی آن‌جاست که آیا تأمین «امنیت صنعتی» با انرژی گران‌تر، استقرار کندتر و یارانه‌های بیشتر، واقعاً امنیت را افزایش می‌دهد یا آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای پدید می‌آورد.

هزینه دوم؛ زیرساخت هوش مصنوعی

برآوردها نشان می‌دهد تولیدکنندگان چینی تا سال ۲۰۲۶ حدود ۵۶ درصد از ظرفیت جهانی تولید برون‌سپاری‌شده فرستنده‌ها و گیرنده‌های نوری را در اختیار خواهند داشت. تأمین‌کنندگان اصلی چینی که بازار آمریکای شمالی را پوشش می‌دهند نیز به‌تنهایی نزدیک به ۴۶ درصد از این ظرفیت را کنترل می‌کنند.

فعالان صنعت تأکید می‌کنند که آمریکا در کوتاه‌مدت امکان واقع‌بینانه‌ای برای جایگزینی داخلی در این بخش ندارد و برخی تحلیلگران حتی هشدار می‌دهند که ممنوعیت جامع این قطعات، عملاً ساخت مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا را متوقف خواهد کرد. ماژول‌های نوری چینی اجزایی از چند کشور را با یکدیگر ادغام می‌کنند؛ بنابراین اگر ظرفیت تولید چین از این معادله حذف شود، زنجیره‌های صنعتی و تأمین جهانی دچار اختلال خواهند شد و آمریکا نیز از پیامدهای آن در امان نخواهد ماند.

هزینه سوم؛ نوآوری

محدودیت‌های آمریکا بر تجهیزات پیشرفته رباتیک ساخت چین می‌تواند استارت‌آپ‌ها و پژوهشگران آمریکایی را از دسترسی به سکوهای آزمایشی مقرون‌به‌صرفه محروم کند. تجربه نشان می‌دهد ایجاد یک پایگاه صنعتی رقابتی صرفاً با حذف محصولات خارجی ممکن نیست؛ برعکس، چنین اقدامی شرکت‌های داخلی را از انگیزه مقایسه، یادگیری و تکرار محروم می‌کند.

نمونه روشن این موضوع، تجربه آمریکا در زمینه پهپادهای مصرفی است؛ با وجود سال‌ها محدودیت علیه پهپادهای چینی، آمریکا همچنان نتوانسته است یک اکوسیستم کامل و رقابتی از نظر هزینه برای این محصولات ایجاد کند. تردیدی نیست که واداشتن صنایع آمریکا به «جدایی» از صنایع رقابتی چین، در نهایت هزینه‌هایی را به شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان آمریکایی تحمیل خواهد کرد.

بیشتر یک قمار سیاسی است تا محاسبه اقتصادی

برخی تحلیلگران معتقدند سیاست «جایگزینی داخلی» واشنگتن بیش از آن‌که بر محاسبات اقتصادی استوار باشد، از محاسبات سیاسی ناشی می‌شود؛ یعنی آمریکا حاضر است آسیب بیشتری به خود وارد کند به امید آن‌که رقیبش نیز آسیب ببیند. با این حال، مسیر نوآوری چین چیزی نیست که بتوان با چنین تاکتیک‌هایی متوقف کرد.

چین با بازاری بیش از ۱.۴ میلیارد نفر، یک نظام صنعتی جامع و سرمایه‌گذاری پایدار در توسعه استعدادها و تحقیق و توسعه، از آستانه مهمی در نوآوری بومی عبور کرده است و به نظر می‌رسد نیروهای خارجی به‌سختی بتوانند مسیر توسعه این کشور را معکوس کنند.