نخستین نشست از مجموعه گفتگوهای «میدان آزادی، خیابان ایران» با موضوع هنر و با حضور عبدالحمید قدیریان، نقاش، طراح صحنه و کارگردان، به میزبانی خانه علوم انسانی ایران برگزار شد. این مجموعه نشستها به بررسی نسبت میان شهر، فرهنگ و رویداد اختصاص دارد و در نخستین جلسه آن، موضوع اجتماعات و جایگاه هنر در جامعه به بحث گذاشته شد.
گسست جامعه؛ میراث مدرنیته غربی
قدیریان در این نشست، مسئله گسست و پارهپاره شدن جامعه را ربطی به ایران ندانست و آن را ثمره نفوذ تفکر غرب توصیف کرد. به گفته او، مدرنیته آمده تا مردم را از هم جدا کند و آنها را به ذرات کوچکی تبدیل کند که بتوان آنها را به هر سویی سوق داد. وی تأکید کرد که این نگاه، کلیت تفکر غربی است، نه آنچه در ذات فرهنگ و دین ما وجود دارد.
این هنرمند با اشاره به وجه جمعی فرهنگ ایرانیاسلامی یادآور شد که در نماز نیز دعاها بهصورت جمع بسته میشود و گفته میشود «ما را هدایت کن»؛ نشانه آنکه فرهنگ ما، فرهنگ جمع است. به باور او، این نگاه جمعی ریشه در غایتی دارد که خداوند برای بشریت طراحی کرده و ما آن را با نام «ظهور» میشناسیم؛ غایتی که در آن همه موجودات رشد میکنند و هر کسی در جایگاه خود قرار میگیرد.
احیای وجه اجتماعی دین توسط امام خمینی (ره)
قدیریان با گرامیداشت نقش امام خمینی (ره) در احیای وجه اجتماعی دین گفت: ایشان دینی را که بیشتر بر فضل فردی و ریاضتهای شخصی تکیه داشت، به عرصه اجتماع آورد. او نخستین اجتماعات معنادار آن دوره را، جدای از تظاهرات، اجتماعات عاشورایی سال ۱۳۵۷ دانست و گفت در آن سالها معنای «اجتماع هدفمند» تازه فهمیده شد.
وی در عین حال هشدار داد که اجتماع تنها زمانی در مدار خود باقی میماند که هدف داشته باشد؛ کاری که غرب در اجتماعات خود انجام میدهد، گرفتن هدف از جامعه است و آزادیهایی که میدهد نیز بر همین پایه است.
نقش هنر و غفلت از مقصد
این کارگردان با نقل این سخن رهبر معظم انقلاب که «هر چیزی که بخواهد ماندنی شود باید با زبان هنر گفته شود»، خاطرنشان کرد که هنر با روح انسان سروکار دارد و به همین دلیل در هر دو جهت خیر و شر کاربرد دارد. به گفته او، دشمن از قرنها پیش و دستکم از دوران رنسانس بهطور جدی روی این عنصر کار کرده است.
قدیریان مشکل عمده جامعه را «بیمقصد بودن جامعه فرهنگی» دانست و گفت: حرفهای زیبایی زده میشود و متفکران نکات ارزشمندی میگویند، اما کسی درباره مقصد سخن نمیگوید؛ در حالی که دشمن مدام از ایدهآل و دورنما صحبت میکند و آنقدر تکرار کرده که به آرزوی مخاطب تبدیل شده است.
ورود سیاستمداران غربی به ادبیات آخرالزمانی
وی با اشاره به بهرهبرداری غرب از مفاهیم دینی و آخرالزمانی گفت که در بحثهای مربوط به فلسطین، سیاستمداران غربی رسماً از «دوران آخرالزمان» و حرکت بهسوی یک مقصد مشخص سخن میگویند. در مقابل، به گفته او، هر کس در جامعه ما درباره ظهور و مهدویت حرف بزند، بهسرعت از چپ و راست مورد هجمه قرار میگیرد.
این نقاش پیشکسوت با تأکید بر ضرورت پرداختن جدی به مسئله اجتماعات خیابانی تصریح کرد: این مقوله تابع تفکر است و اگر در بحثهای اجتماعی پررنگ نشود، هر کسی میتواند اجتماع را به هر جهتی که بخواهد بکشاند و داستان از دست خارج میشود.
دو بال انقلاب؛ حسینیت و مهدویت
قدیریان با اشاره به تجربه دوران پیش از انقلاب، انقلاب را بر پایه دو اصل «حسینیت» و «مهدویت» تعریف شده توسط امام توصیف کرد و گفت متفکران غربی همان اوایل انقلاب گفته بودند که شیعه دو بال دارد و اگر این دو بال قطع شود، میتوان انقلاب را متوقف کرد.
به گفته او، دشمن نتوانست کاری با حسینیت بکند، زیرا جنگ، نیاز مبرم به این فرهنگ ایجاد کرد و شخصیتهایی مانند سردار سلیمانی در همین فرهنگ تربیت شدند. اما روی مهدویت بسیار کار شد تا آن را از چرخه تفکر و فعلیت خارج کند؛ به بهانه گروههای انحرافی مانند حجتیه، هر کسی که از حضرت حجت (عج) سخن میگفت بهسرعت انگ حجتیهای بودن میخورد و بهتدریج کل مهدویت از فضای عمومی کنار گذاشته شد.
اجتماع؛ از برگ برنده تا پاشنه آشیل
وی هشدار داد که وقتی غایت و هدف از اجتماع گرفته شود، همان چیزی که از اهداف امام بود به ضد خود تبدیل میشود؛ اجتماعی که زمانی با حضور خود «چک محکمی» به دشمن میزد، حالا به دلیل کنار رفتن تفکر مهدوی و غایتگرایی، میتواند با قدرت رسانهای و هنری دشمن به پاشنه آشیل انقلاب تبدیل شود؛ فرقی هم نمیکند در آن کنسرت برگزار شود یا اجتماع سیاسی.
این هنرمند در پایان بر لزوم مطالبهگرانه از اهل تفکر برای ورود به این مباحث تأکید کرد و گفت این بحثها باید به سمتی برود که حدود و ثغور ماجرا مشخص شود تا دشمن نتواند از آن بهرهبرداری کند.
نظرات (0)