اسکات ریتر، نظامی سابق آمریکایی که سالها به عنوان بازرس تسلیحات کشتار جمعی سازمان ملل در عراق فعالیت داشته، در تازهترین تحلیل خود از تحولات غرب آسیا میگوید که وابستگی حکام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به حمایتهای آمریکا، به یک نقطه ضعف راهبردی برای آنها تبدیل شده است. به گفته او، اگر تنشها با ایران به جنگ گسترده منجر شود، احتمال فروپاشی این حکومتها بهمراتب بیشتر از گذشته خواهد بود.
وابستگی امنیتی؛ میراثی شکننده برای حکومتهای عربی
ریتر با اشاره به ساختار شکننده حکومتهای عربی حاشیه خلیج فارس توضیح میدهد که بقای سیاسی و امنیتی این کشورها تا حد زیادی به دو عامل وابسته است: درآمدهای حاصل از انرژی و حمایت نظامی آمریکا. از نگاه او، این کشورها علیرغم برخورداری از ثروت نفت و گاز و خرید گسترده تجهیزات نظامی، توان مستقل چندانی برای تضمین امنیت خود ندارند و در برابر یک جنگ تمامعیار با ایران آسیبپذیری جدی نشان میدهند.
به اعتقاد این کارشناس سابق مسائل امنیتی، تمام زیرساختهای حیاتی اقتصادی و انرژی این کشورها در محدوده حملات موشکی قرار دارد؛ بنابراین اگر در جریان یک درگیری، این زیرساختها آسیب جدی ببینند، کاهش درآمد نفتی کوچکترین مشکل خواهد بود و بحران اقتصادی، بیثباتی اجتماعی و در نهایت فروپاشی این حکومتها را در پی خواهد داشت.
ریتر تصریح میکند که وابستگی این حکومتها به آمریکا یک ضعف راهبردی است، زیرا هرگونه کاهش تعهد امنیتی واشنگتن، شکاف میان ثروت اقتصادی این کشورها و توان واقعی حکمرانان آنها برای دفاع از خود را آشکار خواهد کرد.
تفاوت بنیادین ساختار سیاسی ایران با حکومتهای عربی
بازرس سابق سازمان ملل در ادامه به مقایسه ساختار سیاسی ایران با حکومتهای عربی میپردازد و آن را عامل اصلی تفاوت در میزان تابآوری میداند. از نگاه او، ایران علیرغم آسیبهای احتمالی به زیرساختهای انرژی، به دلیل برخورداری از نهادهای حکمرانی، قانون اساسی و پیوند مستحکم میان دولت و جامعه، ظرفیت فوقالعادهای برای تداوم حیات بهعنوان یک دولت دارد.
در مقابل، خاندانهای حاکم بر کشورهای عربی خلیج فارس به گفته ریتر فاقد پیوند واقعی با مردم هستند و بقای آنها بر ثروت نفتی، توزیع یارانهها و حمایت امنیتی خارجی استوار است. او هشدار میدهد که اگر اختلال پایداری در تولید و صادرات انرژی رخ دهد، هم منابع مالی لازم برای حفظ نظام رفاهی و رضایت عمومی کاهش مییابد و هم توان تأمین هزینههای امنیتی این حکومتها تضعیف میشود.
حضور آمریکا؛ مانع اصلی نظم امنیتی جدید
ریتر معتقد است تداوم حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس به یکی از موانع اصلی شکلگیری نظم امنیتی جدید در منطقه تبدیل شده است. به گفته او، از یکسو کشورهای عربی برای حفظ امنیت حکومتهای خود به چتر نظامی و دفاعی واشنگتن وابستهاند و از سوی دیگر، این حضور فضای لازم برای ایفای نقش مستقلتر چین در میانجیگری و ایجاد ثبات منطقهای را محدود میکند.
او با اشاره به سابقه میانجیگری پکن میان ایران و عربستان، میگوید چین برخلاف آمریکا رویکردی بدون ایدئولوژی تهاجمی دارد و بیشتر بر ثبات و منافع اقتصادی متمرکز است. به باور وی، تداوم ثبات منطقهای و کاهش تنش میان ایران و کشورهای خلیج فارس هم با منافع تهران و هم با منافع اقتصادی پکن سازگار است.
چرخش ایران به شرق و چشمانداز صلح منطقهای
این تحلیلگر مسائل نظامی، چرخش راهبردی ایران به شرق را در سالهای اخیر کاملاً ملموس و تعیینکننده توصیف میکند و میگوید تهران پیوندهای آینده خود را بیش از گذشته با روسیه، چین و سایر قدرتهای شرقی تعریف کرده است. از نگاه او، ایران به دنبال گرفتن امتیاز از کشورهای عربی نیست و بخشی از امنیت ملی خود را در وابستگی به آنها تعریف نمیکند.
به گفته ریتر، خواسته اصلی ایران از کشورهای حاشیه خلیج فارس صرفاً برقراری ثبات و پایبندی به صلحی است که با کاهش حضور نظامی آمریکا میتواند شکل بگیرد؛ صلحی که زمینه را برای روابط منطقهای مبتنی بر همکاری اقتصادی، میانجیگری چین و ترتیبات امنیتی مستقل از واشنگتن فراهم میکند.
رسیدن آمریکا به سقف توان رزمی
ریتر با اشاره به محدودیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا معتقد است توان واشنگتن برای آغاز و تداوم جنگ گسترده علیه ایران بهشدت محدود شده است. به گفته او، آمریکا بخش قابلتوجهی از ذخایر موشکهای دورایستا و مهمات دقیق خود را مصرف کرده، ذخایر تاماهاک کاهش یافته و حتی ناچار شده برای تأمین نیازهای عملیاتی، برخی موشکها را از اروپا و کره جنوبی جابهجا کند.
از دید این کارشناس، این محدودیت در برابر ایران بسیار معنادار است؛ زیرا ایران از توان موشکی با بردی برخوردار است که به آن امکان میدهد از عمق راهبردی خود، اهدافی در سراسر کشورهای عربی خلیج فارس و حتی نقاط دورتر را تهدید کند، در حالی که آمریکا با تسلیحات موجود نمیتواند به همان میزان به عمق راهبردی ایران دسترسی پیدا کند.
ریتر در پایان نتیجه میگیرد که آمریکا عملاً در مسیر عقبنشینی تدریجی از غرب آسیا قرار گرفته است، هرچند دولت ترامپ احتمالاً حاضر نباشد این روند را بهصورت علنی اعلام کند. خسارتهای واردشده به زیرساختهای نظامی آمریکا، نیاز به انعقاد قراردادهای جدید با دولتهای میزبان، تأمین بودجه و بازسازی تأسیسات، بازگشت به سطح حضور نظامی گذشته را برای واشنگتن دشوار کرده است. به گفته او، واقعیت راهبردی این است که کاهش حضور و نفوذ نظامی آمریکا از غرب آسیا آغاز شده و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ غیرممکن خواهد بود.
نظرات (0)