اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره «شبهمذاکره» با ایران، بار دیگر پرونده روابط تهران و واشنگتن را به صدر اخبار منطقه بازگرداند. این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی ایران بارها هرگونه گفتوگوی مستقیم با آمریکا را رد کردهاند و تنها مسیر تبادل پیام از طریق واسطهها را ممکن دانستهاند.
تغییر لحن از تهدید نظامی به فشار اقتصادی
نکته قابل توجه در رفتار اخیر کاخ سفید، تغییر لحن رئیسجمهور آمریکاست؛ جایی که بهجای تهدیدهای نظامی، بار دیگر بر ابزارهای اقتصادی تکیه شده است. این بازگشت به سیاست «فشار حداکثری»، همان راهبردی است که در دوره گذشته نیز نتوانست تهران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند.
به نظر میرسد پس از ماهها رویارویی و آزمودن گزینههای گوناگون، واشنگتن به این جمعبندی رسیده که کارت نظامی در برابر ایران کارایی پیشین را ندارد و فضای بینالمللی نیز برای تشدید تنش مساعد نیست.
تنگه هرمز و اهرمهای فشار ایران
در این معادله، تنگه هرمز و زیرساختهای انرژی منطقه به یکی از مهمترین برگهای برنده ایران تبدیل شده است. هرگونه بیاحتیاطی آمریکا در تشدید تنش میتواند امنیت انرژی جهان را با بحران جدی روبهرو کند؛ عاملی که گزینههای واشنگتن را برای تشدید درگیری بهوضوح محدودتر از گذشته کرده است.
واشنگتن میان سه راه
تحلیلگران وضعیت کنونی آمریکا را پیش روی سه گزینه میبینند:
- ادامه سیاست فشار با هزینههای فزاینده و دستاوردهای محدود
- پذیرش شروط تهران و عقبنشینی از مواضع اعلامشده
- بازگشت به مسیر مذاکره و تلاش برای خروج از بنبست
هر یک از این گزینهها پیامدهای سیاسی سنگینی برای دولت ترامپ دارد؛ وضعیتی که بیش از آنکه نشانه دست بالای واشنگتن باشد، از کاهش فضای مانور رئیسجمهور آمریکا در برابر تهران حکایت میکند.
به نظر میرسد کاخ سفید در شرایطی به فشار حداکثری پناه برده که تجربه تاریخی نشان داده این سیاست نهتنها اراده ایران را تضعیف نکرده، بلکه مواضع دو طرف را در پروندههای حساس منطقهای به بنبستهای تازهای کشانده است.
نظرات (0)