برنامه «کلاسیکهای کانون؛ واروژ کریممسیحی» به همت کانون کارگردانان سینمای ایران، موزه سینمای ایران و با همکاری فیلمخانه ملی ایران، غروب شنبه ۱۷ مرداد در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد. در این رویداد، فیلمهای «سفر» بهرام بیضایی و «سلندر» واروژ کریممسیحی در نسخههای مرمتشده به نمایش درآمدند.
در این مراسم چهرههایی همچون داریوش فرهنگ، سیروس حسنپور، حسن رضایی، وحید موسائیان، ذبیحالله رحمانی، محمد رحمانی، علی ژکان، سعید نجاتی، سیاوش چراغیپور، محمدرضا دلپاک، محسن امیریوسفی، مهدی میامی و فاطمه محمدی، مدیر موزه سینمای ایران حضور داشتند.
چرا برنامه از روال همیشگی فاصله گرفت؟
اصغر نعیمی در آغاز نشست توضیح داد که این جلسه به دلیل خاصی به شکلی متفاوت از برنامههای پیشین برگزار میشود. او با اشاره به انتخاب فیلمها گفت که هدف نخست، نمایش «پرده آخر»، آخرین ساخته واروژ کریممسیحی بود، اما خودِ کارگردان ترجیح داد بهجای آن «سلندر» به نمایش درآید، زیرا احساس میکرد این اثر کمتر دیده شده است.
نعیمی افزود: «به نظرم به دلیل حس قدرشناسی این هنرمند نسبت به استاد درگذشته سینمای ایران، بهرام بیضایی که تأثیر مشخصی بر کارنامه واروژ کریممسیحی داشته است، «سفر» هم در برنامه گنجانده شد؛ وگرنه قصد ما پخش «پرده آخر» و «سلندر» بود.» او همچنین از تلاش وحید موسائیان برای یافتن نسخهای مرمتشده و قابلنمایش از «سفر» و از مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بابت در اختیار گذاشتن نسخه باکیفیت این فیلم قدردانی کرد.
واروژ؛ وارث شایسته ارامنه در سینمای ایران
شهرام جعفرینژاد در سخنان خود به نکات برجسته کارنامه واروژ کریممسیحی اشاره کرد و او را وارث شایسته مسیر قابلتوجه ارامنه در تاریخ سینمای ایران خواند. به گفته او، ارامنه در سینمای ایران بهویژه در امور فنی مانند کارگردانی، فیلمبرداری، تدوینگری و صدابرداری نقشی مهم داشتهاند و واروژ یکی از آخرین حلقههای فعال این حضور بوده است.
جعفرینژاد همچنین بر پایمردی و ایستادگی واروژ در سالهای دستیاری کارگردانی برای بهرام بیضایی تأکید کرد: او با آنکه پس از چند سال به سادگی میتوانست اولین فیلم بلندش را بسازد، سالها در کنار بیضایی و در شرایط سخت ماند و همچنان آموخت؛ به همین دلیل دیر وارد عرصه ساخت فیلم بلند سینمایی شد.
نامی به معنی آغاز زندگی
داریوش فرهنگ نیز درباره معنای نام واروژ سخن گفت و آن را اسمی خوشآوا خواند که در هر گویش و زبانی به راحتی قابل تلفظ است و به معنی «آغاز زندگی» است. او با اشاره به آغاز فعالیت حرفهای این فیلمساز در سال ۱۳۵۱ و فیلم «رگبار» بهرام بیضایی، از او به عنوان «دوست نازنین سینما و اهالی سینما» یاد کرد.
خاطرات سیروس حسنپور از «سفر»
سیروس حسنپور درباره حضورش در فیلم «سفر» گفت که پس از پایان «رگبار»، بهرام بیضایی به سراغ او و دوست همبازیاش رفت و از آنها خواست در فیلمی بسیار سخت بازی کنند. او روایت کرد که واروژ کریممسیحی حدود ۲۵ روز هر روز از صبح دیالوگها را با آنها تمرین میکرد و در دوران فیلمبرداری، تکیهگاه اصلی او و همبازیاش بود. حسنپور افزود که پس از «سفر»، در «چریکه تارا» نیز با بیضایی همکاری کرد و علاقهاش به سینما تا حد زیادی مرهون روحیات واروژ بود.
نمایش نسخههای ترمیمشده
در پایان مراسم، فیلمهای «سفر» بهرام بیضایی و «سلندر» واروژ کریممسیحی که به همت فیلمخانه ملی ایران مرمت و بازسازی شده بودند، برای حاضران به نمایش درآمدند.
نظرات (0)