برنامهسازی با موضوعات دینی و معارفی در تلویزیون را میتوان از آن دست کارهایی دانست که انجامدادنش در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما در عمل با دشواریهای فراوانی همراه است. از یک سو، مخاطب با مفاهیم و رویدادهایی آشنا سروکار دارد که تبیین چندانی نمیخواهد و همین تصورِ آسانی کار را ایجاد میکند؛ از سوی دیگر، تجربههای ناکام چند سال اخیر نشان داده که بسیاری از تولیدات این حوزه نتوانستهاند انتظارها را برآورده کنند.
دو مسیر پرتکرارِ شکست
به باور فعالان رسانه، شکست در این میدان معمولاً دو صورت دارد. نخست آنکه برنامه به ضد خودش تبدیل شود؛ یعنی تلاش برای حرف غیرمنتظره زدن یا فاصله گرفتن از هنجارهای مرسوم، گاهی به طرحهایی میانجامد که با باورهای مخاطب در تعارض است و بهجای آگاهیبخشی، دستمایه بحثهای سیاسی و جناحی یکبارمصرف میشود. صورت دوم اما به حاشیهرانی برنامهها برمیگردد؛ جایی که تهیهکنندگان در فضای شلوغ رسانهای و با وجود تولیدات پرشمار پلتفرمها، برای جلب توجه مخاطب به جنجالآفرینی و ایجاد جریان رسانهای روی میآورند تا وجود برنامهشان را بهنوعی خبرساز کنند.
سه ویژگی که «دچار» را متمایز میکند
برنامه «دچار» به نوشته این یادداشت، به هیچیک از این دو آسیب دچار نشده و اگر تداوم یابد، میتواند به تجربهای موفق در برنامهسازی معارفی تبدیل شود. برای این برنامه سه ویژگی مهم برشمرده شده است:
- قالب ترکیبی: این برنامه میکوشد بخشهای گوناگون یک محتوا را با اتصالهایی جذاب به هم پیوند دهد. بخش تبیینی، بخش سندپژوهی و بخش تجربه زیسته در کنار هم نشان میدهند رویداد عاشورا در عین سنگینی و وزانت، چگونه میتواند به یک تجربه درونی برای فرد تبدیل شود. در بخش سندپژوهی نیز ارتباط معنایی دانستههای مخاطب از عاشورا با سیر تاریخی بزرگداشت این رویداد برجسته شده و در بخش تبیینی، سخنرانی آشنا از محتواهای بکر میگوید تا برنامه به هدف معرفتافزایی نزدیک شود.
- انتخاب هوشمندانه شبکه نسیم: نسیم در نگاه مخاطب عام، شبکهای برای سرگرمی و تفریح شناخته میشود، اما در محرم و صفر به درگاهی برای نشر محتوای معارفی بدل میگردد که هم حرمت ماه عزا را نگه میدارد و هم از کلیشههای رایج برنامهسازی دینی فاصله میگیرد. تغییر دکور در بخشهای مختلف برنامه نیز با هدف آشنازدایی از ذهن مخاطب انجام شده، هرچند ضبط استودیویی امکان تحقق کامل این هدف را محدود کرده است.
- زمانمندی: امضای محرم و صفر ۱۴۰۵ بر این برنامه نقش بسته و همین ویژگی به امتیاز آن تبدیل شده است؛ چرا که «دچار» ناظر به آنچه در جریان است سخن میگوید و با زبانی بهروز، عاشورا را روایت میکند.
چالش پراکندگی مخاطب
نکتهای که «دچار» و بهطور کلی برنامههای تلویزیونی در صداوسیما و پلتفرمها با آن روبهرو هستند، پراکندگی مخاطب است. این پراکندگی نه به دلیل بیاعتمادی سیاسی یا فاصله هنجاری، که ناشی از تغییر الگوی مصرف رسانهای است؛ الگویی که شخصی، موبایلی و تا اندازهای غیرمنظم شده است. بر همین اساس، هر برنامه تلویزیونی برای جذب بازدید بیشتر باید به فکر تسری محتوای خود در درگاههایی باشد که امکان دستیابی به مخاطب بیشتری دارند و افزون بر راهبری محتوا، به برندینگ، شیوه توزیع و چینش محتوا نیز توجه کند؛ در این صورت است که یک تولید، فراگیری بیشتری مییابد و مخاطبان خاص خود را پیدا میکند.
به این ترتیب، «دچار» با حفظ مسیر درست خود در فصلهای آینده میتواند جایگاهش را تثبیت کند و در پی امتیازاتی برود که همه تولیدات رسانهای، بهویژه برنامههای معارفی، در جستوجوی آن هستند.
نظرات (0)