خبرنگاری در میدانهای بحران، تنها انتقال یک رویداد نیست؛ ثبت لحظههای تاریخی است که گاه تا سالها در ذهن جامعه میماند. نرگس فلاح، خبرنگار شبکه اسپانیاییزبان هیسپانتیوی، یکی از روزنامهنگارانی است که در دو سال اخیر از نزدیک با تلخترین صحنهها روبهرو شده است؛ از آوار یک خانه در تهران تا صف میلیونی وداع با پیکر رهبر شهید.
مسیری که از انجمن دانشجویی آغاز شد
فلاح فعالیت رسانهای خود را با نگارش ستونهای خبری در انجمن دانشجویی زبان اسپانیایی شروع کرد و سپس بهعنوان دبیر خبر به وبسایت هیسپانتیوی پیوست. او که کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات اسپانیایی گرفته و اکنون دانشجوی دکتری زبانشناسی کاربردی در دانشگاه علامه طباطبایی است، حدود سه سال است که بهعنوان خبرنگار تلویزیونی فعالیت میکند. به گفته خودش، از همان روز نخست میدانسته که این راه آسان نیست، اما وقتی هدف و رسالت مشخص باشد، تحمل سختیها سادهتر میشود.
روایت حقیقت؛ رسالتی فراتر از فشارها
این خبرنگار بینالمللی، رسالت اصلی خود را بازتاب آن بخش از واقعیتها میداند که گاه در هیاهوی رسانهها گم میشود. از نگاه او، فشارهای سیاسی، سانسور و خطرات امنیتی بخشی از مسئولیت حرفهای یک روزنامهنگار است و نباید اجازه داد این موانع بر اصل روایت حقیقت غلبه کنند.
فلاح یکی از بزرگترین چالشهای روزنامهنگاری امروز را تعدد صداها و روایتها میداند؛ چراکه اکنون تقریباً هر فردی میتواند خود یک رسانه باشد و همین موضوع، تشخیص خبر دقیق از اطلاعات نادرست را دشوار کرده است. او وظیفه خبرنگار را جلب اعتماد مخاطب و نمایاندن روایتهای تحریفشده میداند؛ بهویژه برای مخاطبانی که از نظر زبان و فرهنگ با او تفاوت دارند.
دو صحنهای که هرگز فراموش نمیشوند
وقتی از فلاح پرسیده میشود کدام گزارشها برایش دشوارتر بوده، پاسخ میدهد هر مأموریت چالشهای فنی و اجرایی خاص خود را دارد؛ اما دو رویداد را بیش از همه در خاطر دارد.
- آوار نارمک در ساعات نخست تجاوز: او در جریان جنگ دوازدهروزه، در خیابان نارمک تهران شاهد فروریختن یک خانه بود؛ خانهای که بعداً مشخص شد یک دانشمند هستهای به همراه چهار عضو خانوادهاش در آن شهید شدهاند. دیدن مردمی که از زیر آوار بیرون آورده میشدند، صحنهای است که به گفته او هرگز از ذهنش پاک نمیشود.
- وداع با رهبر شهید در مصلای تهران: پیش از آن، فلاح بارها برای تهیه گزارش به بیت رهبری رفته بود و همیشه سعی میکرد در زمان سخنرانی، پلاتوی خود را ضبط کند. اما این بار وقتی پشت سرش را نگاه میکرد و تابوتها را میدید، باور آنچه رخ داده بود برایش دشوار بود؛ چه برسد به اینکه بخواهد آن را برای مخاطبان روایت کند.
خبرنگار؛ شاهد تاریخ و صدای بیصدایان
فلاح معتقد است خبرنگاری که در محل وقوع رویداد حاضر است، تنها یک ناظر نیست؛ او مسئول ثبت بخشی از تاریخ است. به باور او، واقعیت باید با دقت، صداقت و مسئولیتپذیری روایت شود، اطلاعات پیش از انتشار راستیآزمایی شوند و اخبار نادرست جای حقیقت را نگیرند.
او در کنار این مسئولیت، حفظ کرامت انسانی قربانیان را ضروری میداند و تأکید میکند که خبرنگاران باید صدای کسانی باشند که معمولاً فرصت رساندن صدای خود به جهان را ندارند. به گفته او، گزارشگری در زمان جنگ فقط انتقال خبر نیست؛ ثبت حقیقت برای نسلهای آینده است.
آنچه کار در هیسپانتیوی آموخت
این خبرنگار، همکاری با تیم خبری هیسپانتیوی را تجربهای ارزشمند و فراموشنشدنی میداند. به گفته او، این فعالیت نگاهش را به رویدادها و حتی به خود حرفه خبرنگاری تغییر داده است؛ بسیاری از وقایعی را که پیشتر فقط از پشت صفحه تلویزیون میدید، این بار از نزدیک لمس کرده و دریافته که فاصله میان دیدن یک خبر و حضور در متن آن بسیار عمیق است.
او یکی از مهمترین ویژگیهای کار در هیسپانتیوی را روایت بر پایه واقعیت و ارائه صادقانه آن به مخاطب میداند و میگوید حتی با سهمی کوچک، توانسته صدای مردم کشورش را به گوش مخاطبانی برساند که از نظر زبان و فرهنگ متفاوتاند، اما دغدغههای مشترکی مانند عدالت و انسانیت دارند.
پیام به جوانان؛ خبرنگاری یعنی ثبت لحظههای تاریخی
فلاح در توصیه به نسل جوانی که رویای ورود به این حرفه را دارند، میگوید خبرنگاری شغلی هیجانانگیز اما بسیار دشوار است؛ شغلی پر از فراز و فرود که روزانه با انسانها و سرنوشت آنها سروکار دارد و گاه باید تلخترین لحظات زندگی دیگران روایت شود. از ایستادن ساعتها در شرایط سخت برای یک مصاحبه تا برقراری ارتباط زنده زیر گرمای شدید، همه بخشی از این حرفه است.
به باور او، در این مسیر همه چیز اهمیت دارد؛ از نوع روایت تا واژههایی که انتخاب میشود. اما در کنار تمام سختیها، خبرنگاران باید همواره به یاد داشته باشند که در حال ثبت لحظههای تاریخی هستند؛ روایتی که میتواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و حتی جریانساز شود.
نظرات (0)