پرونده قتل هولناک زن ۳۲ ساله در شهرستان کلات استان خراسان رضوی که پیکر سوختهاش چند ماه پیش به بیمارستان امام رضا (ع) مشهد منتقل شده بود، این روزها به مرحله بازسازی صحنه جرم رسیده است. متهم که پس از مرگ همسرش خود را به پاسگاه انتظامی معرفی کرده بود، حالا در برابر دوربین قوه قضائیه روایت خود را از لحظههای مرگبار آن روز صبح بازگو کرده است.
انتقال پیکر سوخته به مشهد و فرار از بیمارستان
بیست و نهم آذر سال گذشته، هادی، مرد ۳۸ ساله اهالی روستای سررود از توابع شهرستان کلات، همسر نیمهجان خود را روی صندلی عقب پراید انداخت و در حالی که پسر ۱۲ سالهاش در صندلی جلو نشسته بود، با عجله راهی مشهد شد. او پس از رسیدن به بیمارستان امام رضا (ع)، پیکر سوخته همسرش را در حاشیه مرکز درمانی رها کرد و از محل گریخت و از فرزندش خواست تا مادرش را به بخش سوختگی منتقل کند.
پسر نوجوان که خود شاهد صحنه آتش گرفتن مادرش بود، وحشتزده به سمت کارکنان بیمارستان دوید؛ اما تنها چند ساعت بعد خبر مرگ مادر ۳۲ سالهاش، گریههای تلخ او را در فضای مرکز درمانی پیچاند. اندکی بعد، هادی که از شنیدن خبر مرگ همسرش منقلب شده بود، به پاسگاه انتظامی زاوین در شهرستان کلات رفت و خود را تسلیم قانون کرد.

بازسازی صحنه جنایت زیر ذرهبین قاضی ویژه قتل
با ارجاع پرونده به شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، تحقیقات تخصصی به قاضی دکتر صادق صفری، قاضی ویژه قتل عمد مشهد، سپرده شد. صبح ششم مرداد، گروهی از افسران پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرگرد جواد نوری به همراه عوامل بررسی صحنه جرم و قاضی پرونده عازم روستای سررود شدند تا متهم جزئیات ماجرا را قدم به قدم بازسازی کند.
هادی در این بازسازی که مقابل دوربین قوه قضائیه انجام شد، با در دست گرفتن بطری حاوی آب، نحوه ریختن بنزین روی همسرش و چگونگی خاموش کردن شعلهها با پتو را به صورت عملی تشریح کرد و در پایان برای ادامه روند دادرسی روانه زندان شد.
ماجرای فروش دنا پلاس و طلاها؛ نقطه آغاز فاجعه
متهم در اعترافات خود گفت: «من به مواد مخدر اعتیاد داشتم و چند ماه قبل از حادثه برای ترک اعتیاد بستری شدم؛ در آن مدت وکالتی برای خودروی دنا پلاس به همسرم داده بودم. روزی که از مرکز ترک اعتیاد برگشتم، فهمیدم فاطمه نه تنها دنا پلاس را فروخته، بلکه از طلاها هم خبری نیست. وقتی پرسیدم، گفت زندگی خرج دارد و پرسید فکر میکنی در این مدت هزینهها را از کجا تأمین کردهام.»
او ادامه داد: «به رفتارهای همسرم مشکوک شدم و از پسرم پرسیدم؛ پسرم گفت مادرم طلاها را به داییام داده است. خیلی عصبانی شدم، چون برادرزنم را عامل بدبختی و اعتیادم میدانستم. صبح روز حادثه بطری بنزینی را که شب قبل خریده بودم برداشتم و بالای سر همسرم ایستادم و بنزین را رویش ریختم.»
لحظه آتشگرفتن؛ سیگاری که فاجعه آفرید
هادی در تشریح لحظه حادثه گفت: «همسرم بلند شد و در حالی که فریاد میزد به سمتم دوید. من از شدت عصبانیت سیگاری روی لبم گذاشتم و فندک را روشن کردم، اما ناگهان لباسهای او آتش گرفت و شعلهها زبانه کشید. وحشت کردم و دست و پایم را گم کردم. قصد آتش زدن او را نداشتم، فقط میخواستم بترسد. بلافاصله پتو را برداشتم و دور فاطمه پیچیدم تا شعلهها خاموش شد.»
او درباره انتقال همسرش به مشهد نیز گفت: «میدانستم در کلات امکانات درمانی برای بیماران سوختگی وجود ندارد، برای همین او را سوار پراید کردم و به مشهد رساندم؛ اما از ترس خانواده و اطرافیانش پیکر او را همانجا رها کردم تا پسرم او را به بخش سوختگی ببرد.»

با اعلام ندامت متهم و صدور دستورهای قضایی، پرونده این جنایت برای طی مراحل دادرسی در اختیار مراجع قضایی قرار دارد و متهم همچنان در بازداشت به سر میبرد.
نظرات (0)