آغاز سوره مجادله، تصویری فراموشنشدنی از عدالت الهی را پیش روی مخاطب میگذارد؛ زنی که در برابر رسمی کهن و بیرحمانه به پیامبر اسلام (ص) پناه میبرد و نالهاش بیپاسخ نمیماند. تفسیر المیزان علامه طباطبایی، این صحنه را کلید فهم آیات یک تا شش این سوره میداند و از آن به یکی از بنیادیترین آموزههای قرآن پل میزند؛ هیچ صدایی در دستگاه الهی گم نمیشود.
گفتوگویی که خدا شنید
سوره مجادله با اعلام شنیدن سخن زنی آغاز میشود که نزد پیامبر (ص) از وضعیت خود شکایت کرده بود؛ «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا». نکتهای که علامه طباطبایی بر آن انگشت میگذارد این است که «شنیدن» در اینجا صرفاً دریافت صدا نیست، بلکه نشانه آگاهی کامل خداوند از مضمون گفتوگو، درد پنهان و حقیقتی است که در پس آن نهفته است. قرآن با این تعبیر، یک اصل بنیادین را مطرح میکند: عدالت الهی از همان نقطه آغاز میشود که انسان گمان میکند دیگر کسی صدایش را نمیشنود.
رسمی جاهلی به نام ظهار
به روایت المیزان، زمینه این آیات، رسم «ظهار» است؛ رسمی از دوران جاهلیت که در آن مرد با گفتن جملهای، همسرش را به مادر خود تشبیه میکرد و بدون آنکه طلاقی در معنای متعارف رخ دهد، او را عملاً از زندگی زناشویی بیرون میانداخت. زن این ماجرا که در برابر این رفتار خلعسلاح شده بود، برای احقاق حق خود به حضور پیامبر (ص) رسید و از او یاری خواست. قرآن اما پا را فراتر از یک داوری ساده میگذارد و خود این رسم را به چالش میکشد.
خداوند در ادامه اعلام میکند که مادران انسانها تنها کسانیاند که آنان را به دنیا آوردهاند: «إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ». به این ترتیب، تشبیه همسر به مادر هیچ حقیقتی را تغییر نمیدهد و صرف یک جمله نمیتواند ماهیت رابطه انسانی را دگرگون کند. علامه طباطبایی تأکید دارد که اسلام با این حکم، اعتبار یک رسم جاهلی را یکباره از میان برداشت؛ اما چون چنین سخنی میتوانست آثار اجتماعی و خانوادگی بر جای بگذارد، قرآن برای آن پیامد و کفاره تعیین کرد.
کفارهای برای بازگشت
آیات دوم تا چهارم سوره، مسیر بازگشت را برای کسی که ظهار کرده و میخواهد به زندگی مشترک برگردد، روشن میکند؛ نخست آزاد کردن برده، سپس در صورت ناتوانی، دو ماه روزه پیاپی و اگر آن هم ممکن نبود، خوراک دادن به شصت نیازمند. ترتیب این مراحل نشان میدهد که در نگاه قرآن، سخن و رفتار انسان بیمسئولیت نیست؛ هیچکس نمیتواند با یک جمله زندگی دیگری را دستخوش تغییر کند و سپس بدون پرداخت هزینهای به وضعیت پیشین بازگردد. کفاره از این منظر تنها مجازات نیست، بازسازی مسئولیت اخلاقی است؛ فرد باید برای اصلاح خطای خود هزینه بپردازد و بخشی از آسیب وارد شده را جبران کند. در عین حال، همین احکام معنایی امیدوارکننده نیز دارند؛ خطا پایان راه نیست و راه جبران همیشه باز است.
از یک شکایت تا دایره علم الهی
آیات پنجم و ششم، افق بحث را گستردهتر میکنند؛ قرآن از کسانی سخن میگوید که با خدا و پیامبر او مخالفت میورزند و هشدار میدهد که در روز رستاخیز، همه اعمال برایشان بازگو خواهد شد: «یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا». پیوند این آیات با آغاز سوره کاملاً معنادار است؛ سوره نخست از شنیدن گفتوگوی پنهانی یک زن و پیامبر (ص) سخن میگوید و سپس یادآور میشود که هیچ رفتاری بیرون از دایره علم الهی نیست. انسان ممکن است چیزی را از دیگران پنهان کند، اما هیچچیز از خدا پنهان نمیماند.
پیام پایانی؛ هیچ صدایی گم نمیشود
به باور علامه طباطبایی، آیات یک تا شش سوره مجادله تصویری از جامعهای به دست میدهند که در آن حتی سنتهای دیرینه اگر با حقیقت و عدالت ناسازگار باشند، در برابر اصلاح آسیبپذیرند. زن این ماجرا تنها یک شاکی نیست؛ صدای او سبب شد یک حکم اجتماعی نادرست اصلاح شود. شاید مهمترین پیام این آیات همان باشد که عدالت الهی از شنیدن صدای مظلوم آغاز میشود؛ خداوند نهتنها رفتارهای آشکار، بلکه گفتوگوهای پنهان، نیتها و تصمیمهای انسان را نیز میداند. از همین رو، مؤمن نمیتواند زندگی خود را بر این تصور بنا کند که برخی رفتارها، چون در خلوت رخ میدهند، پیامدی ندارند. ممکن است دیگران صدای ما را نشنوند، جامعهای ظلمی را عادی تلقی کند و حتی خود انسان تصور کند حرفی که در تنهایی گفته شده تمام شده است؛ اما در منطق قرآن، هیچ صدایی ناشنیده نمیماند و هیچ عملی بدون حساب نمیماند.
نظرات (0)