نام عمرو بن عاص در تاریخ صدر اسلام همواره با چهره‌ای دوگانه روایت شده است؛ مردی که سال‌ها در زمره سرسخت‌ترین دشمنان اسلام بود و سپس با ادعای مسلمان شدن، به یکی از بازیگران مهم معادلات قدرت در دوران خلافت تبدیل شد. روایات تاریخی او را به‌عنوان فاتح مصر، والی مکار و چهره کلیدی ماجرای حکمیت در جنگ صفین معرفی می‌کنند.

تولد در خانواده‌ای پرحاشیه

بر پایه نقل مورخان، عمرو بن عاص حدود سی و چهار سال پیش از بعثت پیامبر اسلام(ص) در مکه به دنیا آمد. پدرش «عاص بن وائل» از دشمنان شناخته‌شده اسلام بود و قرآن کریم در نکوهش او نازل کرده است. درباره مادر او نیز در منابع تاریخی مطالبی آمده که او را بدنام‌ترین زن مکه در آن روزگار معرفی می‌کنند؛ چنانکه گفته شده هنگام تولد عمرو، پنج نفر مدعی پدری او بودند و مادرش به دلیل شباهت بیشتر و کمک‌های مالی، او را فرزند عاص معرفی کرد. ابوسفیان نیز در جای‌جای سخنانش ادعا می‌کرد که عمرو از نطفه اوست.

از مأموریت در حبشه تا اسلام ظاهری

عمرو در مکه از دشمنان سرسخت پیامبر(ص) به شمار می‌رفت. پس از هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه، بت‌پرستان قریش او و شخصی به نام «عماره» را مأمور کردند تا به حبشه بروند و یا جعفر بن ابی‌طالب، رئیس مهاجران را از میان بردارند یا نجاشی را علیه مسلمانان بشورانند. اما نجاشی به‌جای پذیرش پیشنهاد آنان، به‌شدت برآشفت و هشدار داد. عمرو که چنین واکنشی را انتظار نداشت، ادعا کرد که از جایگاه محمد(ص) بی‌خبر بوده و همین‌جا مسلمان می‌شود.

علامه امینی در شرح حال عمرو بن عاص تأکید دارد که او هرگز اسلام و ایمان را به‌راستی نپذیرفت؛ بلکه با دیدن پیشرفت مسلمانان در حجاز و حمایت صریح نجاشی از آنان، به‌ظاهر اظهار اسلام کرد و پس از بازگشت به حجاز نیز به‌صورت منافقانه در میان مسلمانان می‌زیست.

فتح مصر و والیگری پرتنش

سال‌ها گذشت تا در عهد خلافت عمر بن خطاب، اوضاع به‌گونه‌ای پیش رفت که عمرو بن عاص مأمور فتح مصر شد. پس از پیروزی در این فتح، او تا چهار سال از دوران خلافت عثمان والی مصر بود؛ اما به‌تدریج میان او و عثمان اختلاف افتاد و عمرو از حکومت مصر عزل و همراه خانواده‌اش به فلسطین منتقل شد.

معامله بر سر مصر با معاویه

هنگامی که معاویه در شام علیه امام علی(ع) شورش کرد، از عمرو بن عاص دعوت به همکاری کرد. او پس از تأمل و مشورت با نزدیکانش، این دعوت را به شرط واگذاری حکومت مصر پذیرفت. امیرمؤمنان(ع) در سخنانی به همین واقعیت اشاره کرد و فرمود که عمرو با معاویه بیعت نکرد مگر آنکه عطیه‌ای دریافت کند و در برابر ترک دینش رشوه‌ای بگیرد. امام(ع) در نامه‌ای به عمرو نیز یادآور شد که او دین خود را به دنیای کسی فروخته که گمراهی‌اش آشکار است و در این معامله هم دنیا را از دست داده و هم آخرت را.

معروف‌ترین نیرنگ عمرو در جنگ صفین رقم خورد؛ آنگاه که سپاه معاویه در آستانه شکست قرار گرفت، او دستور داد قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کنند و سپاهیان فریاد برآورند که از حکم قرآن پیروی می‌کنیم و جنگ باید متوقف شود. این حیله چنان بر گروهی از ساده‌لوحان سپاه امام علی(ع) اثر گذاشت که سرنوشت جنگ را به‌کلی تغییر داد.

پایان پشیمان‌بار

معاویه به پاس این جنایت‌ها و نیرنگ‌ها، حکومت مصر را مادام‌العمر به عمرو بخشید؛ اما این حکومت دیری نپایید. یعقوبی، مورخ معروف، نقل کرده است که عمرو هنگام مرگ به فرزندش گفت ای کاش پدرت در غزوه ذات‌السلاسل در زمان پیامبر(ص) مرده بود و ای کاش سی سال پیش از دنیا رفته بود. او با نگاه به اموال بی‌شمارش گفت ای کاش به‌جای این‌ها مدفوع شتری می‌داشت؛ دنیای معاویه را آباد کردم و دین خودم را بر باد دادم.

یعقوبی می‌افزاید که پس از مرگ عمرو، معاویه اموال او را مصادره کرد؛ اقدامی که نخستین مصادره اموال توسط معاویه نسبت به اطرافیانش در تاریخ ثبت شده است.