بحرین، جزیره‌ای که قرن‌ها بخشی از حوزه تمدنی و تاریخی ایران به شمار می‌رفت، در تاریخ معاصر به صحنه یکی از پیچیده‌ترین پروژه‌های استعماری بریتانیا در خلیج فارس تبدیل شد. انگلیس برای تثبیت حضور خود در این منطقه راهبردی، نخست مسیر ایرانی‌زدایی از بحرین را در پیش گرفت تا به تدریج هویت تاریخی این جزیره را از پیوندهای دیرینه‌اش با ایران جدا کند.

ایرانی‌زدایی؛ گام نخست استعمار

یکی از نخستین اقدام‌های انگلیسی‌ها در بحرین، حذف نشانه‌های نفوذ ایرانی بود. تعطیلی مدارس ایرانی، تغییر پرچم و اصلاح قوانین گمرکی از جمله گام‌هایی بود که با هدف گسستن حلقه‌های ارتباطی این جزیره با ایران انجام شد. همزمان، گسترش نفوذ فرهنگی از سوی استعمار، قرار بود تصویری تازه از هویت بحرین در ذهن ساکنان آن بسازد و وابستگی‌های تاریخی این منطقه را کمرنگ کند.

معاهده ۱۸۶۱ و گام بعدی

روند سلطه بر بحرین با معاهده ۱۸۶۱ وارد مرحله تازه‌ای شد؛ معاهده‌ای که عملاً اختیار روابط خارجی این جزیره را در دست دولت انگلیس قرار داد. اما لندن به همین حد هم بسنده نکرد. چند دهه بعد، با بهانه‌جویی و طرح یک درگیری ساختگی، نیروهای انگلیسی وارد جزیره شدند و شیخ عیسی، حاکمی که گرایش به ایران داشت، را از قدرت کنار زدند. این رویداد به نقطه عطفی در تحمیل کامل سلطه استعماری بر بحرین بدل شد.

اعتراض‌های مردم؛ از دوران استعمار تا پس از انقلاب

مردم بحرین در برابر این سلطه هرگز سکوت نکردند و اعتراض‌های آنان به حاکمیت استعماری انگلیس سال‌ها ادامه یافت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این موج آزادی‌خواهی وارد مرحله تازه‌ای شد؛ مرحله‌ای که در آن تأکید بر وحدت امت اسلامی و مطالبه حقوق ملت‌ها رنگ و بوی تازه‌ای گرفت و الهام‌بخش جنبش‌های مردمی منطقه شد.

سپر جزیره و معادله امنیتی منطقه

در این چارچوب، حضور نیروهای «سپر جزیره» در بحرین را می‌توان بخشی از معادله‌ای دانست که نگرانی اصلی آن نه صرفاً امنیت حکومت‌های منطقه، بلکه مهار اعتراض‌های ضداستعماری و حفظ نظمی است که از سوی قدرت‌های خارجی حمایت می‌شود. به این ترتیب، بحرین همچنان میراث‌دار سیاست‌هایی است که ریشه آن به روزگار استعمار انگلیس در خلیج فارس بازمی‌گردد.