در روزهایی که به مناسبت روز خبرنگار، جایگاه رسانه و فعالان آن بیش از پیش کانون توجه قرار گرفته است، یک بررسی درونی از وضعیت نظام اطلاع‌رسانی کشور پرسش مهمی را مطرح می‌کند: پس از دو تجاوز خونین دشمن به مرز و بوم کشور که بخش بزرگی از آن با عملیات روانی و ماشین‌های رسانه‌ای استکبار همراه بود، رسانه‌های داخلی چگونه عمل کرده‌اند و چه داشته‌هایی برای این میدان دارند؟

این تحلیل که روزنامه آگاه آن را منتشر کرده و خبرگزاری مهر بازنشر داده است، تأکید می‌کند که صرف‌نظر از امکانات و بودجه گسترده رسانه‌های بیگانه، نظام رسانه‌ای کشور همچنان در موضوعاتی مانند پدافند رسانه‌ای، روایت اول، تحلیل همه‌جانبه و کارآمد و اعتبار منبع با مشکلات جدی دست‌به‌گریبان است.

پدافند رسانه‌ای؛ از واکنش به پیش‌دستی

نخستین چالش، معمای پدافند رسانه‌ای است. در معنای سنتی، پدافند یعنی ایجاد سد و مانع؛ اما در فضای رسانه‌ای امروز، دفاع صرفاً منفعل محکوم به شکست است. آنچه در این گذار اهمیت دارد، حرکت از «رسانه پاسخ‌گو» که صرفاً به حملات واکنش نشان می‌دهد، به سوی «رسانه پیش‌دست» است که روایت را پیش از آنکه دشمن آن را شکل دهد، مدیریت می‌کند.

روایت اول؛ میدان نبرد مدرن

دومین شکاف به «روایت اول» بازمی‌گردد. در جنگ‌های مدرن، برنده کسی است که نخستین روایت از یک رویداد را ارائه کند. در حالی که ماشین‌های رسانه‌ای بیگانه با سرعت و یکپارچگی، روایت خود از حوادث و تجاوزها را می‌سازند، رسانه‌های داخلی گاه در نقش «توجیه‌گر» ظاهر می‌شوند و گاه با تأخیر در ارائه روایت اصلی، فرصت تثبیت دروغ‌ها را به دشمن می‌دهند.

از سطحی‌نگری تا تحلیل همه‌جانبه

سومین کاستی، نبود تحلیل همه‌جانبه و کارآمد است. نظام رسانه‌ای کشور گاهی دچار «سطحی‌نگری خبری» می‌شود؛ رسانه‌ها به‌جای تحلیل ریشه‌ای، چندبعدی و آینده‌نگرانه، در تله گزارش‌های لحظه‌ای و پراکنده گرفتار می‌شوند. یک روایت کارآمد نیازمند پیوند میان واقعیت، تحلیل سیاسی و مدیریت افکار عمومی است؛ پیوندی که در بسیاری از ایستگاه‌های خبری مفقود است.

اعتبار منبع؛ سنگ بنای اعتماد

چالش چهارم به اعتبار منبع برمی‌گردد؛ اعتباری که سنگ بنای رسانه است. در عصر شبکه‌های اجتماعی و انتشار فوق‌سریع اطلاعات، اگر رسانه‌های رسمی و ملی نتوانند اعتبار منبع خود را در برابر بمباران اطلاعاتی حفظ کنند، مخاطب به‌ناچار به سمت منابع غیرقابل اعتماد یا رسانه‌های بیگانه سوق پیدا می‌کند.

بحران بودجه نیست، بحران پارادایم است

این تحلیل با نگاه به ریشه مشکلات نتیجه می‌گیرد که بحران فعلی، بحران بودجه نیست؛ بحران «پارادایم» است. برای عبور از این نقطه بحرانی، باید نگاه را از «تولید خبر» به «مدیریت روایت» تغییر داد. رسانه‌ای که می‌خواهد در میدان امروز موفق باشد، نه تنها هنگام وقوع حادثه، بلکه در مسیر ساختن افکار عمومی باید از قدرت تحلیل، سرعت در روایت‌گری و دقت در حفظ اعتبار برخوردار باشد.

البته اقتصاد رسانه و بودجه نیز در جای خود اهمیت انکارناپذیری دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ اما بدون نقشه کلان و مدیریت صحیح و داهیانه، حتی بودجه کافی هم بهبودی در وضعیت اطلاع‌رسانی ایجاد نخواهد کرد. در روزهایی که به خبرنگاران و اصحاب رسانه تعلق دارد، احترام واقعی به جایگاه روزنامه‌نگاران مستلزم فراهم‌کردن بستری است که در آن، کلمه و تحلیل، سلاحی دقیق‌تر و کارآمدتر از هر تجهیزات فنی در برابر تهاجم روانی دشمن باشد.