در جریان جنگ اخیر که رسانه‌های غربی آن را «جنگ رمضان» نامیده‌اند، یکی از جنجالی‌ترین ادعاهای مقامات آمریکایی، حمایت گسترده از گروهک‌های تجزیه‌طلب کُرد مستقر در مناطق مرزی غرب ایران بود. دونالد ترامپ در چند نوبت اعلام کرد که این گروه‌ها به سلاح‌های پیشرفته آمریکایی و بودجه‌ای قابل توجه مجهز شده‌اند؛ اما نکته قابل توجه این است که هیچ‌یک از این گروه‌ها در تمام مدت جنگ، کوچک‌ترین اقدام نظامی علیه خاک ایران انجام ندادند.

خشم واشنگتن از بی‌عملی متحدان کُرد

به گزارش منابع خبری، ترامپ از اینکه گروهک‌های کُرد با وجود دریافت حمایت‌های گسترده، علیه ایران دست به اقدامی نزدند، به‌وضوح خشمگین بوده است. سرکردگان این گروه‌ها نیز واکنش‌های متناقضی از خود نشان دادند؛ در مقطعی دریافت هرگونه کمک مالی و تسلیحاتی از آمریکا را انکار کردند و در مقطع دیگر، شرایط موجود را برای هرگونه عملیات نامساعد دانستند.

سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چرا این گروه‌ها در اوج درگیری‌ها و در شرایطی که به ادعای تحلیلگران، فرصت برای ایجاد ناامنی در مرزهای غربی ایران مهیا به نظر می‌رسید، هیچ اقدامی انجام ندادند؟

انتظاری که از منافقین الهام گرفته بود

آنچه واشنگتن از این گروهک‌ها انتظار داشت، تکرار سناریوی حمله گروهک منافقین در اوایل مرداد ۱۳۶۷ بود؛ حمله‌ای که بلافاصله پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران انجام شد و با واکنش قاطع نیروهای مسلح کشور، به عملیات معروف «مرصاد» و نابودی بخش بزرگی از نیروهای مهاجم انجامید.

با این حال، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که گروهک‌های تروریستی کُرد از نظر سازماندهی، نیروی انسانی و توان لجستیکی، وضعیتی به‌مراتب ضعیف‌تر از منافقین در سال ۱۳۶۷ دارند. منافقین در آن مقطع علاوه بر برخورداری از نیروی انسانی قابل توجه، از پشتیبانی مستقیم ارتش بعث عراق و شخص صدام حسین نیز برخوردار بودند؛ پشتیبانی‌ای که هیچ‌یک از گروهک‌های کُرد امروز نمی‌توانند روی آن حساب کنند.

تفاوت غیرقابل مقایسه با دهه ۶۰

از سوی دیگر، ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته، هم از حیث توانمندی و هم از نظر تجربه مقابله با گروه‌های تروریستی و معاند، پیشرفت چشمگیری داشته است. امروز شرایط را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان با دهه ۶۰ مقایسه کرد؛ تجربه مواجهه با تهدیدات گوناگون، توان واکنش سریع و سطح آمادگی نیروهای مسلح را به‌طور بی‌سابقه‌ای ارتقا داده است.

ترس از تکرار «مرصادی دیگر»

همین واقعیت‌ها سبب شده است که گروهک‌های تجزیه‌طلب کُرد به خوبی بدانند ورود به یک حمله زمینی، بدون برخورداری از برتری در نیروی انسانی، لجستیک، پشتیبانی و توان عملیاتی، می‌تواند ضربات سنگین و غیرقابل جبرانی به آنان وارد کند. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این بار در غرب کشور، «مرصادی دیگر» را علیه تجزیه‌طلبان رقم بزند.

  • ضعف سازمانی و نیروی انسانی در مقایسه با منافقین دهه ۶۰
  • فقدان پشتیبانی لجستیکی و دولتی مشابه حمایت رژیم بعث از منافقین
  • ارتقای چشمگیر توانمندی‌های امنیتی و نظامی ایران
  • ترس از تکرار عملیات مرصاد در مرزهای غربی

به همین دلیل، بخش قابل توجهی از این گروهک‌ها، دست‌کم تا این لحظه، به جای ورود به یک رویارویی زمینی گسترده، روش‌های کم‌هزینه‌تری مانند اقدامات رسانه‌ای، تبلیغاتی و فعالیت‌های ایذایی محدود را برای پیشبرد اهداف خود برگزیده‌اند؛ روش‌هایی که اگرچه برای تأمین منافع حامیان خارجی خودنمایی می‌کند، اما هیچ تهدید واقعی برای امنیت ملی ایران ایجاد نکرده است.

جمع‌بندی

نکته پایانی آنکه تجربه تاریخی نشان داده است هرگاه گروه‌های معاند با اتکا به حمایت‌های خارجی به فکر آزمودن توان دفاعی ایران افتاده‌اند، پاسخ قاطع و کوبنده‌ای دریافت کرده‌اند. گروهک‌های کُرد نیز با درک این واقعیت، عملاً از تبدیل شدن به «منافقین دوم» و رویارویی با قدرت واکنش جمهوری اسلامی پرهیز کرده‌اند؛ هرچند که وعده‌های واشنگتن نیز هرگز رنگ اجرا به خود نگرفت.