سال‌هاست فوتبال از یک پدیده صرفاً ورزشی فراتر رفته و به یکی از بزرگ‌ترین صنایع سرگرمی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. درآمدهای حق پخش تلویزیونی، قراردادهای اسپانسری، فروش محتوا، مالکیت داده، گردشگری ورزشی و بازار پرهیاهوی نقل‌وانتقالات، گردش مالی سالانه این ورزش را به صدها میلیارد دلار رسانده است. در چنین فضایی، هر تصمیم بزرگ و کوچک در فوتبال پیش از هر چیز با معیارهای اقتصادی سنجیده می‌شود و چالش‌های مالی نیز گاهی شکل این ورزش را تغییر می‌دهند.

تازه‌ترین نمونه این تحول، طرحی محرمانه در فیفا بود که با انتشار جزئیاتش، جنجال تازه‌ای درباره آینده اقتصادی فوتبال جهان ایجاد کرد. این پروژه اگر به سرانجام می‌رسید، شاید بزرگ‌ترین تغییر اقتصادی تاریخ فوتبال رقم می‌خورد؛ اما در نطفه خفه شد و در برابر فشار اتحادیه فوتبال اروپا و بخش بزرگی از فوتبال اروپا متوقف ماند.

پروژه «FFE»؛ دارایی‌های فیفا در قالب یک شرکت تجاری

طرحی که در ساختمان فیفا در زوریخ شکل گرفت، با عنوان «FIFA Forward Enterprise» یا به اختصار «FFE» معرفی شد. برخلاف برداشت اولیه، هدف این پروژه فروش جام جهانی یا واگذاری مالکیت فوتبال نبود؛ پیشنهاد اصلی ایجاد یک شرکت مستقل برای مدیریت متمرکز تمامی دارایی‌های تجاری فیفا بود؛ از حقوق رسانه‌ای و قراردادهای اسپانسری گرفته تا درآمدهای بازاریابی، مجوزهای تجاری و محصولات دیجیتال.

بر اساس اسناد داخلی فیفا که نخستین بار توسط روزنامه «فایننشال تایمز» منتشر شد، ارزش این شرکت حدود ۲۰ میلیارد دلار برآورد شده بود و فروش بخشی از سهام آن می‌توانست بیش از چهار میلیارد دلار سرمایه نقدی در اختیار فیفا قرار دهد. برنامه اعلام‌شده این بود که این سرمایه صرف هزینه‌های جاری نشود، بلکه بودجه توسعه فوتبال در سراسر جهان را افزایش دهد؛ بودجه‌ای که طبق برنامه اینفانتینو در یک چرخه چندساله می‌توانست به بیش از ۱۰ میلیارد دلار برسد.

در ظاهر، منطق اقتصادی طرح ساده بود: درآمدهای فیفا هر چهار سال یک بار و عمدتاً به مناسبت جام جهانی به اوج می‌رسیدند و نوسانی بودند. ورود سرمایه‌گذار خصوصی می‌توانست بخشی از این درآمدهای آینده را به سرمایه نقدی امروز تبدیل کند؛ الگویی آشنا در بازارهای مالی که شرکت‌های فناوری و رسانه‌ای سال‌هاست از آن استفاده می‌کنند. تفاوت اما در این بود که دارایی مورد بحث، بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان بود؛ رویدادی که با مفهوم مالکیت عمومی در ورزش گره خورده است.

چرا اروپا جلوی طرح را گرفت؟

نخستین واکنش جدی از سوی یوفا شکل گرفت؛ نهادی که اگرچه مالک رسمی جام جهانی نیست، اما بزرگ‌ترین تولیدکننده ارزش اقتصادی در فوتبال جهان محسوب می‌شود. پنج لیگ پردرآمد دنیا، باشگاه‌های ثروتمند اروپایی، لیگ قهرمانان و بخش عمده ستاره‌های فوتبال در قلمرو یوفا قرار دارند و طبیعی بود که هر تغییری در مدل اقتصادی بزرگ‌ترین دارایی فیفا، در اروپا با حساسیت دنبال شود.

مخالفت اروپایی‌ها اما فقط به اصل جذب سرمایه‌گذار خلاصه نمی‌شد. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، طرح شرکت تجاری فیفا بدون آنکه در مراحل اولیه با اعضای شورای فیفا، کنفدراسیون‌ها و بسیاری از فدراسیون‌های عضو در میان گذاشته شود، وارد مرحله مذاکره با سرمایه‌گذاران شده بود؛ موضوعی که از نگاه منتقدان با اصول حکمرانی و شفافیت در یک نهاد بین‌المللی سازگار نبود. در بیانیه یوفا بیش از هر چیز بر واژه «شفافیت» تأکید شده و خواسته شده بود پروژه‌ای با چنین ابعاد مالی، پیش از ورود به مذاکرات تجاری در اختیار تمامی ذی‌نفعان فوتبال قرار گیرد.

این نگرانی به اروپا محدود نماند؛ شماری از فدراسیون‌های عضو کونکاکاف نیز خواستار توضیح درباره جزئیات طرح شدند و حتی در داخل شورای فیفا برخی اعضا ابعاد حقوقی و اقتصادی پروژه را به اندازه کافی روشن نمی‌دانستند. همین موج تردید سبب شد طرح پیش از رسیدن به رأی‌گیری رسمی متوقف شود.

جاشوا کوشنر؛ سرمایه‌گذار احتمالی پشت پرده

یکی از پرسش‌های بی‌پاسخ در تمام گزارش‌ها این بود که چه سرمایه‌گذاری حاضر است بیش از چهار میلیارد دلار وارد پروژه‌ای کند که نه سهام باشگاه است، نه سهام لیگ و نه حتی حق مالکیت جام جهانی. پاسخ به نامی می‌رسد که در بازارهای مالی آمریکا کاملاً شناخته‌شده است: جاشوا کوشنر، بنیان‌گذار صندوق سرمایه‌گذاری «Thrive Capital»؛ صندوقی که طی یک دهه گذشته روی پروژه‌های بزرگ و نوین سرمایه‌گذاری کرده است.

فوتبال در مرز ورزش و بازار سرمایه

این پروژه خیلی زود از یک طرح مالی به موضوعی سیاسی و حاکمیتی تبدیل شد؛ بسیاری از دولت‌ها و حتی رؤسای جمهور کشورها با آن مخالفت کردند. جدال بر سر این پرسش بود که مالک واقعی ثروت فوتبال جهان چه کسی است و چه کسی باید درباره آینده آن تصمیم بگیرد. مخالفان هشدار می‌دهند که باز کردن پای سرمایه‌گذاران به مهم‌ترین دارایی فوتبال، استقلال اقتصادی فیفا را در آینده تحت تأثیر قرار می‌دهد و این ثروت عمومی نباید به دست خصوصی سپرده شود.

هرچند طرح «FFE» فعلاً متوقف شده، اما پرسشی که برجای گذاشته همچنان مطرح است: مرز میان «ورزش» و «بازار سرمایه» تا کجا می‌تواند جابه‌جا شود؟ با نزدیک شدن به جام جهانی ۲۰۳۰ که جشن صدمین سالگرد این تورنمنت نیز با آن هم‌زمان است، پاسخ به این پرسش سرنوشت اقتصاد فوتبال جهان را در دهه‌های آینده رقم خواهد زد.