در میان انبوه کتاب‌هایی که هر سال با موضوع اربعین منتشر می‌شوند، رمان «داعشی و عاشقی» جایگاهی ویژه یافته است؛ اثری که نه یک سفرنامه صرف است و نه مدحیه‌ای کلیشه‌ای، بلکه داستانی پرتعلیق و روان‌شناختی است که از دل مسیر نجف تا کربلا، روایتی تازه از تقابل «عشق» و «خشونت» به دست می‌دهد. این کتاب به قلم مجید ملامحمدی، شاعر و نویسنده پرکار کودک و نوجوان، نشان می‌دهد که ادبیات دینی می‌تواند بدون شعارزدگی و با اتکا به شخصیت‌پردازی، خواننده را تا آخرین صفحه با خود همراه کند.

مأموریت انتحاری در میان زائران

هسته مرکزی داستان، مواجهه دو عضو جوان گروهک تروریستی داعش با فرهنگ شیعی پیاده‌روی اربعین است. «جوزف»، جوانی اروپایی با چهره بور و پریشان، و «زینا»، دختری عرب با ذهنی خشن و متعصب، برای انجام عملیات انتحاری میان زائران حسینی وارد این مسیر می‌شوند؛ اما آنچه در طول راه می‌بینند، نقطه مقابل تمام آموزه‌های داعش است. زائران شیعه که از نیت آنان بی‌خبرند، با آغوش باز از این دو استقبال می‌کنند و همین رفتار سرشار از محبت، جوزف را به تردید می‌اندازد و به‌تدریج دیوار تعصب را در وجود او فرو می‌ریزد.

تقابل دو جبهه

در یک سوی داستان، جبهه باطل با ویژگی‌هایی چون تکفیر، خشونت، نگاه ابزاری به انسان، ترس از دیگری و کوته‌بینی قرار دارد و در سوی دیگر، جبهه حق با مهمان‌نوازی بی‌چشم‌داشت، اشک‌های عاشقانه در استقبال از زائر، ایثار و عشق بی‌چون‌وچرا به اهل بیت (ع) معرفی می‌شود. اما زینا در کنار همراهش همچنان بر جهل خود پافشاری می‌کند و نماد انسان‌هایی می‌شود که حتی در برابر روشن‌ترین حقیقت‌ها نیز چشم بر هم می‌نهند؛ همین تضاد میان دو شخصیت، کشش داستانی اثر را دوچندان کرده است.

جزئیات واقعی از مسیر اربعین

یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب، روایت دقیق از فضای واقعی اربعین است. ملامحمدی با وفاداری به جزئیات عینی مسیر، شماره‌گذاری عمودهای برق از یک تا ۱۴۵۲، فاصله دقیق ۸۲ کیلومتری نجف تا کربلا، رفتارهای احساسی عرب‌های عراقی با زائران، شربت‌هایی که موکب‌داران کنار مسیر تقدیم می‌کنند و لهجه شکسته عربی در گفت‌وگوها را روایت می‌کند. این وفاداری به واقعیت، فضایی باورپذیر و ملموس خلق کرده و خواننده را به‌جای شخصیت اصلی داستان می‌نشاند.

شخصیت‌پردازی چندلایه و نثر روان

جوزف شخصیتی ایستا نیست؛ او از آغاز داستان که با تکبر و خشم وارد می‌شود، به‌تدریج دست‌خوش تحولی درونی می‌گردد و تک‌گویی‌های درونی او، فرایند تردید و بازاندیشی را به شکلی روان‌شناختی روایت می‌کنند. نثر روان و بی‌پیرایه کتاب نیز در لحظات کلیدی به شاعرانگی می‌گراید و جملات کوتاه و ضرب‌آهنگ مناسب، تأثیر صحنه‌های احساسی را افزایش داده است. نویسنده از ابتدا خواننده را از ماهیت انتحاری دو شخصیت آگاه می‌کند، اما این راز را با ظرافت تا پایان نگه می‌دارد و هم‌زمان با نمایش رفتارهای محبت‌آمیز زائران، تنش میان «باید بمیرم» و «زندگی شیرین است» را به اوج می‌رساند.

استقبال از یک اثر متفاوت

«داعشی و عاشقی» که توسط انتشارات به‌نشر منتشر شده، تاکنون به چاپ دوازدهم رسیده و بیش از ۱۴ هزار نسخه از آن فروخته شده است؛ استقبالی که نشان‌دهنده نیاز مخاطب به آثاری است که دغدغه‌های روز جهان اسلام را با زبانی هنری و داستانی روایت می‌کنند. این رمان بدون پند و اندرز مستقیم، پیام‌هایی چون «محبت قوی‌ترین سلاح است»، «جهل ریشه خشونت است» و «هر کس قابلیت بازگشت دارد» را از دل روایت به خواننده منتقل می‌کند. اثری انسان‌شناسانه، روان‌کاوانه و اجتماعی که نشان می‌دهد در سخت‌ترین شرایط نیز عشق می‌تواند بر کینه غلبه کند و محبت حتی در دل یک تروریست هم جوانه بزند؛ کتابی که هم مخاطب مذهبی را راضی نگه می‌دارد و هم برای خواننده غیرمذهبی جذابیت دارد.