حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود به بحثهای جاری درباره مذاکره با آمریکا واکنش نشان داد و استدلالهای مخالفان گفتوگو را از منظر تحلیل سیاسی ناکارآمد خواند. او نوشت که با شنیدن برخی مخالفتها با مذاکره، این پرسش برایش مطرح میشود که این دوستان جهان سیاست را با چه منطقی تحلیل میکنند.
نقد استدلال مخالفان مذاکره
قنبری استدلال رایج مخالفان مذاکره را اینگونه خلاصه کرد: «با آمریکا مذاکره کردیم، آمریکا حمله کرد؛ پس علت حمله، مذاکره بود؛ بنابراین اگر دوباره مذاکره کنیم، دوباره جنگ میشود.» به گفته او، اگر این منطق را بپذیریم، باید باور کنیم بزرگترین قدرت نظامی جهان برای تصمیمگیری درباره جنگ و صلح تنها به یک شاخص نگاه میکند: اینکه ایران مذاکره میکند یا نه.
وی با اشاره به این فرض خیالی افزود: در این نگاه، برای آمریکا نه توان نظامی ایران اهمیت دارد، نه وضعیت پدافند هوایی، نه توان موشکی، پهپادی و دریایی، و نه هزینههای یک جنگ احتمالی برای خودش. همچنین متحدان منطقهای ایران، واکنش قدرتهای بزرگ و تبعات سیاسی و حقوقی آغاز جنگ در عرصه بینالمللی نیز از محاسبات کنار گذاشته میشود.
نادیده گرفتن اقتصاد و جامعه ایران
معاون وزیر امور خارجه ادامه داد که در این نگاه سادهشده، از اقتصاد ایران نیز هیچ تحلیلی وجود ندارد؛ نرخ تورم، تابآوری اقتصادی، وضعیت بودجه، ذخایر ارزی، ظرفیت تولید و توان بازسازی در محاسبات دشمن جایی ندارد. او همچنین تأکید کرد که جامعه ایران نیز در این تحلیل غایب است؛ شکافهای اجتماعی، سرمایه اجتماعی، انسجام ملی، میزان اعتماد عمومی، ظرفیت تحمل جامعه، نقش رسانهها و فضای افکار عمومی هیچکدام موضوعیت پیدا نمیکنند.
به نوشته قنبری، بر اساس این استدلال، دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و سیاسی آمریکا با آن همه بودجه و هزاران کارشناس، ظاهراً فقط یک شاخص را اندازه میگیرند: اینکه ایران مذاکره میکند یا نه.
نتیجهگیری طنزآمیز از یک فرض سادهشده
وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز نوشت: اگر دنیا واقعاً اینگونه اداره میشود، باید در سیاستهای خود بازنگری اساسی کنیم؛ نخست وزارت دفاع تعطیل شود، زیرا وقتی با «مذاکره نکردن» میتوان جلوی جنگ را گرفت، خرید تجهیزات و تقویت بازدارندگی بیمعناست. پس از آن وزارت امور خارجه نیز ضرورتی ندارد، چراکه طبق این نظریه هر جا مذاکره باشد جنگ هم هست و هرچه کمتر مذاکره کنیم امنیت بیشتری خواهیم داشت. بانک مرکزی و وزارت اقتصاد هم قابل تعطیل شدناند، چون دشمن به گفته این منطق برای تصمیم به حمله، اقتصاد کشورها را بررسی نمیکند.
قنبری در بخش دیگری از یادداشت خود به «طنز تلخ ماجرا» اشاره کرد: همان دوستانی که معمولاً بیش از همه بر تقویت توان دفاعی، افزایش قدرت اقتصادی، انسجام داخلی و اقتدار ملی تأکید دارند، وقتی به تحلیل علت وقوع یک جنگ میرسند، همه این عوامل را کنار میگذارند و تنها یک متغیر باقی میماند: مذاکره.
جنگ حاصل محاسبات چندلایه است
معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه در جمعبندی نوشت: در دنیای واقعی، هیچ کشوری صرفاً به خاطر مذاکره یا مذاکره نکردن جنگ را آغاز نمیکند؛ تصمیم به جنگ حاصل مجموعهای پیچیده از محاسبات نظامی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روانی و بینالمللی است. مذاکره ممکن است بخشی از این معادله باشد، اما تبدیل آن به تنها علت جنگ نه تحلیل سیاسی است و نه شناخت روابط بینالملل؛ بلکه سادهسازی مفرط یکی از پیچیدهترین تصمیمهایی است که دولتها میگیرند.
او در پایان تأکید کرد: مذاکره نه معجزه است و نه خیانت؛ همانگونه که جنگ نیز نه نتیجه حتمی مذاکره است و نه نتیجه قطعی مذاکره نکردن. سیاست خارجی عرصه تصمیمهای دشوار، محاسبات چندلایه و سنجش دقیق هزینه و فایده است، نه دنیایی که در آن همه چیز با یک متغیر توضیح داده شود.
نظرات (0)