نشریه معتبر آمریکایی «فارن افرز» در گزارش تازه خود به صراحت اذعان کرده است که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل نتوانسته محور مقاومت را از پا درآورد و تهران و متحدانش همچنان توانمندی چشمگیری در بازسازی ظرفیتها و پاسخدهی به حملات دارند.
این نشریه که از ارگانهای شورای روابط خارجی آمریکا به شمار میرود، در تحلیلی درباره تحولات منطقه نوشته است که حتی در میانه جنگ پنجماهه واشنگتن با ایران، توانایی تهران برای وارد کردن ضربات تلافیجویانه به آمریکا و متحدانش، بسیاری از راهبردشناسان و تحلیلگران را شگفتزده کرده است.
پایداری حزبالله و یمن در برابر حملات
در این گزارش آمده است که آمریکا و اسرائیل ماههاست بهصورت متناوب خاک ایران را هدف حملات هوایی قرار دادهاند، اما این حملات نتوانسته اراده و توانمندی ایران و شرکای منطقهایاش را در هم بشکند. به نوشته فارن افرز، حزبالله با وجود کارزار گسترده اسرائیل در جنوب لبنان همچنان بهعنوان یک تهدید جدی برای تلآویو مطرح است و نیروهای یمنی نیز عملیات خود علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ را از سر گرفتهاند.
این نشریه پایداری جمهوری اسلامی و متحدانش را نشانه «ایراد بنیادین» در تفکری میداند که به این مناقشه انجامیده است؛ تفکری که سالها توسط طرفداران تغییر حکومت در آمریکا و راهبردشناسان اسرائیلی تبلیغ میشد.
ناکامی نظریه ضربه قاطع
به گزارش فارن افرز، واشنگتن و تلآویو از اواخر فوریه کارزار خود علیه ایران را بر پایه این نظریه آغاز کردند که با هدف قرار دادن اقتصاد، رهبری، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط تدارکاتی ایران از طریق قدرت نظامی و تحریمهای اقتصادی، میتوانند ضربهای مهلک به حکومت این کشور و متحدانش وارد کنند؛ اما روند تحولات نشان داد که این محاسبه تحقق نیافته است.
از «دکترین اختاپوس» تا شبکهای خودبازتولیدکننده
این نشریه با اشاره به تحول ساختاری محور مقاومت مینویسد: دو دهه پیش، یک عملیات نظامی مبتنی بر «دکترین اختاپوس» شاید میتوانست مؤثر واقع شود؛ در آن زمان روابط میان ایران و متحدانش سادهتر بود و جریان تسلیحات، فناوری و دانش فنی همگی از مسیر تهران مدیریت میشد.
اما امروز این محور دیگر یک سیستم ساده با نقاط آسیبپذیر و بهراحتی قابلشناسایی نیست؛ بلکه به شبکهای متراکم، بههمپیوسته و خودبازتولیدکننده تبدیل شده است که در آن دانش، منابع و حتی فرایند تصمیمگیری میتواند بهطور همزمان در نقاط متعدد متمرکز یا توزیع شود.
فارن افرز تأکید میکند که وقتی رهبری کشته میشود، کارگاه تولیدی بمباران میگردد یا خط تدارکاتی قطع میشود، گروههای مختلف درگیر بهسرعت خود را با شرایط جدید وفق میدهند؛ آنها جانشینی برای رهبر از دسترفته مییابند، خلأهای فنی ساخت تسلیحات را پر میکنند و مسیرهای تدارکاتی جایگزین ایجاد میکنند.
این گزارش در پایان نتیجه میگیرد که حتی پس از ضربات سنگین اسرائیل به حماس و حزبالله در جریان جنگ غزه، فروپاشی دولت بشار اسد در سوریه و عملیات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران در بهار گذشته، این محور همچنان تا حد زیادی دستنخورده و پابرجا باقی مانده است.
نظرات (0)