در طول تاریخ شهرهایی بودهاند که پس از ویرانی، نامشان در غبار زمان گم شده است؛ اما کربلا از آن شهرها نیست. هر بار که حاکمان ظالم تلاش کردهاند حرم امام حسین (ع) را از میان بردارند و راه زیارت را ببندند، این شهر پررنگتر از گذشته در حافظه مردم زنده مانده است؛ از شخم زدن مزار تا غارت حرم، از ممنوعیت زیارت تا گلولههای تانک.
امروز که میلیونها نفر در ایام اربعین مسیر نجف تا کربلا را پیاده طی میکنند، این راهپیمایی فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ پشت هر قدم، تاریخ پرفرازونشیبی از مقاومت مردمی است که اجازه ندادند ظلمهای پیاپی، این مسیر عاشقی را متوقف کند.
نخستین زیارتها و فضای امنیتی بنیامیه
هنوز حادثه عاشورا کاملاً تازه بود که بنیامیه دریافتند شهادت امام حسین (ع) پایان ماجرا نیست. اندکاندک گروههایی راه کربلا را در پیش گرفتند تا خاطره این واقعه زنده بماند. نخستین جرقه این مسیر را زیارت جابر بن عبدالله انصاری زد؛ زیارتی که بهسرعت فضای امنیتی را بر اطراف کربلا حاکم کرد. مأموران رفتوآمد زائران را زیر نظر گرفتند و شیعیان ناچار بودند پنهانی و با احتیاط به زیارت بروند.
در آن روزها هنوز از گنبدهای طلایی و صحنهای گسترده خبری نبود؛ تنها قبری در دل بیابان بود که حکومت نگران بود به محل اجتماع دوستداران اهلبیت (ع) تبدیل شود.
متوکل عباسی؛ تلاش برای حذف کربلا از نقشه
با روی کار آمدن عباسیان، شیعیان امیدوار بودند فشارها کمتر شود؛ اما بهزودی همان نگرانی قدیمی بازگشت. در زمان هارونالرشید بنای روی مزار تخریب و درخت سدری که نشانه محل دفن امام بود قطع شد. شدیدترین اقدام اما به متوکل عباسی نسبت داده میشود که چهار بار فرمان ویران کردن حرم را صادر کرد.
متوکل به تخریب بسنده نکرد و خواست نشانی از قبر باقی نماند؛ زمین مزار را شخم زدند و آب نهرهای اطراف را به آنجا هدایت کردند تا آن محدوده به زمین کشاورزی تبدیل شود. همزمان مأموران حکومتی در جادههای منتهی به کربلا مستقر شدند و زائران با مجازاتهای سنگینی از زندان و شلاق تا مصادره اموال و حتی قتل روبهرو میشدند.
بسیاری از زائران ناچار بودند شبانه و از میان بیابان و نخلستانها خود را به کربلا برسانند. گاهی وقتی به محل مزار میرسیدند، نه گنبدی بود و نه دیواری؛ فقط زمینی که ساعاتی پیش از آن گاوآهن عبور کرده بود. همانجا میایستادند، سلام میدادند، اشک میریختند و بیصدا برمیگشتند.
سیاست متوکل اما نتیجه معکوس داد؛ هر بار حرم ویران میشد مردم دوباره آن را میساختند و هر بار راهی بسته میشد مسیر تازهای پیدا میکردند. پس از مرگ او، جانشینانش محدودیتها را کاهش دادند و گنبدی که او بارها خواسته بود از میان برود، دوباره بر فراز کربلا قد کشید.
حمله وهابیان؛ خونینترین روز کربلا
کربلا هنوز از زخمهای دوره عباسیان فاصله نگرفته بود که در هجدهم ذیالحجه سال ۱۲۱۶ هجری قمری، سپاهیان وهابی به فرماندهی سعود بن عبدالعزیز با بهرهگیری از خالی بودن شهر، به کربلا حمله کردند؛ بسیاری از مردم برای عید غدیر به نجف رفته بودند و شهر آمادگی دفاع نداشت.
مهاجمان خانهها را غارت کردند، شمار زیادی از مردم را کشتند و به حرم سیدالشهدا (ع) رسیدند. خزانه حرم، فرشها، ضریح و هدایایی که طی قرنها وقف شده بود به یغما رفت. مورخان درباره تعداد کشتهشدگان آمارهای متفاوتی آوردهاند اما بر این نکته اتفاق نظر دارند که کربلا یکی از خونبارترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت. با این حال چند سال بعد، مردم بازگشتند، حرم مرمت شد و زائران بار دیگر راه این شهر را در پیش گرفتند.
صدام؛ ممنوعیت اربعین و مجازات اعدام برای زائران
قرن بیستم فصل تازهای از این دشمنی بود. این بار بهجای فرمان خلیفه یا حمله سپاه، حکومت بعث عراق با ساختاری مدرن همان هدف قدیمی را دنبال کرد. صدام حسین از همان سالهای ابتدایی حکومتش نسبت به مراسم اربعین حساس بود و میدانست راهپیمایی میلیونی میتواند به نمایش قدرت مردم تبدیل شود؛ چیزی که با منطق حکومتهای استبدادی سازگار نبود.
بنابراین پیادهروی اربعین ممنوع اعلام شد و نیروهای امنیتی در جادههای منتهی به کربلا مستقر شدند. زائران دستگیر میشدند؛ بسیاری ماهها در زندان ماندند، شماری زیر شکنجه رفتند و برخی در دادگاههای ویژه رژیم بعث به اعدام محکوم شدند. با این حال عزاداریها پنهانی برگزار میشد؛ گاهی یک پرچم سیاه یا یک مجلس روضه هم میتوانست دردسرساز شود. مردم راه خود را پیدا کرده بودند؛ گروهی شبانه از میان نخلستانها حرکت میکردند و بعضی بخشی از مسیر را با خودرو و بخشی را پیاده طی میکردند تا کمتر جلب توجه کنند.
قیام ۱۹۹۱ و گلولهباران حرم
سال ۱۹۹۱ پس از شکست عراق در جنگ خلیج فارس، شهرهای جنوبی یکی پس از دیگری علیه حکومت بعث قیام کردند و کربلا یکی از مهمترین مراکز اعتراض بود. پاسخ صدام سرکوب بود؛ تانکها وارد شهر شدند و توپخانه ارتش بخشهایی از کربلا را هدف گرفت. حرم امام حسین (ع) هم از این حملات در امان نماند و گلولههای تانک به صحن و دیوارهای حرم اصابت کرد. بسیاری از مردم که برای در امان ماندن به حرم پناه برده بودند، در همان روزهای خونین جان باختند. تصاویر آن روزها هنوز در موزه حرم و آرشیوهای تاریخی دیده میشود.
صدام نیز مانند متوکل گمان میکرد زور اسلحه میتواند پرونده کربلا را ببندد؛ اما این تصور چندان دوام نیاورد.
از سقوط بعث تا رکورد بزرگترین گردهمایی جهان
سال ۱۳۸۲ با سقوط حکومت بعث، نخستین گروههای زائر دوباره پیاده راهی کربلا شدند. برای بسیاری از عراقیها این فقط یک زیارت نبود؛ جبران سالهایی بود که از این مسیر محروم مانده بودند. پیرمردهایی که روزگاری شبانه و پنهانی قدم برمیداشتند، این بار دست نوههایشان را گرفتند و در روشنای روز همان جاده را طی کردند.
خانههای مردم به موکب تبدیل شد، سفرهها کنار جاده پهن شد و مسیری که سالها با ایستهای بازرسی و خودروهای نظامی شناخته میشد، رنگ دیگری گرفت. امروز در روزهای منتهی به اربعین، جاده نجف تا کربلا میزبان میلیونها زائر است و این راهپیمایی به رکورددار بزرگترین گردهمایی سالانه جهان تبدیل شده است؛ گواه زنده این واقعیت که هیچ قدرتی نتوانسته و نخواهد توانست کربلا را از حافظه مردم پاک کند.
نظرات (0)