تصویر رایج از راهپیمایی اربعین، میلیونها زائر در مسیر نجف تا کربلاست؛ اما پیش از آنکه زائران به این مسیر برسند، روایتهای فراوانی در جایجای جهان اسلام شکل میگیرد که کمتر در قاب رسانهها و کتابها دیده شده است. یکی از مهمترین این روایتها، داستان زائران پاکستانی است؛ عاشقانی که هزاران کیلومتر راه را با مشقت فراوان میپیمایند تا از مرزهای شرقی ایران وارد شوند و راهی عتبات عالیات گردند.
در سالهای اخیر، مردم سیستان و بلوچستان به میزبانان اصلی این زائران تبدیل شدهاند؛ مردمی که با برپایی موکبها و خدمترسانی داوطلبانه و شبانهروزی، پیوندهای عمیق انسانی با زائران شبهقاره برقرار کردهاند. کتاب «پاک ستان» کوشیده است همین لحظههای ناب خدمت و همدلی را در قالب روایتهایی مستند ثبت کند.
هجده روایت از دل مرز میرجاوه و ریمدان
این اثر حاصل تلاش جمعی از نویسندگان حلقه روایتنویسی «ترانگ» حوزه هنری سیستان و بلوچستان است. تولید کتاب بر پایه حضور میدانی روایتنویسان در مرزهای میرجاوه و ریمدان شکل گرفته است؛ مرزهایی که هر سال پذیرای ورود زائران شبهقاره به ایران هستند. نویسندگان افزون بر مشاهده مستقیم مسیر حرکت زائران، با اهالی استان نیز همنشین شده و خاطرات سالها خدمترسانی آنان را ثبت کردهاند.
به گفته احسان قائدی، معیار اصلی گزینش این هجده روایت، معرفی یک پدیده اجتماعی ارزشمند به مخاطبان ایرانی بوده است؛ پدیدهای که در سیستان و بلوچستان در حال رشد و گسترش است و کمتر شناخته شده. هدف کتاب از یک سو نشان دادن میزان ارادت زائران شبهقاره به زیارت اربعین و از سوی دیگر معرفی خدمات و مهماننوازی مردم این استان است.
سیستان و بلوچستان؛ نه محروم، بلکه میزبان یک رویداد جهانی
قائدی با اشاره به تصویری که بخشی از رسانهها از سیستان و بلوچستان ارائه میدهند، تأکید دارد که این تصویر کامل و منطبق بر واقعیت نیست و گاه این استان را بهعنوان نقطه ضعف در حوزه کارآمدی معرفی میکند. کتاب «پاک ستان» تلاشی برای شکستن این نگاه یکسویه و ارائه روایتی متفاوت است؛ روایتی که بر پایه کنش و حضور مردم شکل گرفته و از روحیه ایثار، مهماننوازی و همدلی اهالی استان پرده برمیدارد.
در سالهای اخیر، بسیاری از فعالان فرهنگی، جهادی و نیروهای مردمی استان ترجیح دادهاند بهجای سفر به کربلا و نجف، در همان استان به میزبانی از زائران پاکستانی و دیگر زائران شبهقاره بپردازند. این انتخاب بهتدریج تحولات اجتماعی و فرهنگی چشمگیری به همراه داشته است؛ از آشنایی خادمان با زبان اردو و فرهنگ مردم پاکستان تا شکلگیری روابط دوستانه و حتی پیوندهای خانوادگی و ازدواج میان دو جامعه.
دیپلماسی فرهنگی از جنس مردم
نویسنده این کتاب معتقد است میزبانی از زائران شبهقاره صرفاً یک اقدام خدماتی نیست، بلکه نمونهای از دیپلماسی فرهنگی و مردمی به شمار میرود. این تعاملات، زمینه انتقال مفاهیم دینی، فرهنگ مقاومت و آرمانهای انقلاب اسلامی را به کشورهای همسایه، بهویژه پاکستان و افغانستان، فراهم میکند. قائدی با اشاره به اشتراکات عمیق دینی، فرهنگی و تاریخی میان ایران، پاکستان و افغانستان، بر این باور است که همراهی پاکستان با ایران در بحرانهای اخیر نیز نشاندهنده ظرفیت این پیوندهای فرهنگی در تقویت روابط اجتماعی و سیاسی دو ملت است.
روایتهایی که کمتر شنیده شدهاند
در مسیر پرپیچوخم زائران پاکستانی، داستانهای تأثیرگذاری شکل میگیرد؛ از مادرانی که در طول سفر فرزند خود را به دنیا میآورند تا زائرانی که جانشان را در این راه فدا میکنند. روایتهای متعددی از توسل، نذر و برآوردهشدن حاجتها نیز میان زائران نقل میشود؛ برای نمونه خانوادههایی که با آرزوی فرزنددارشدن به اهلبیت(ع) متوسل شدهاند و سال بعد، فرزند خود را در همین مسیر همراه دارند.
بسیاری از زائران پاکستانی تمام سال را با پسانداز و برنامهریزی برای سفر اربعین سپری میکنند و برای رسیدن به این زیارت، دشوارترین شرایط را به جان میخرند. کتاب «پاک ستان» بخشی از همین روایتهای انسانی و معنوی کمتر شنیدهشده را گردآوری کرده و تصویری نزدیک و واقعی از زیست زائران شبهقاره و مردم میزبان در سیستان و بلوچستان ارائه میدهد؛ تصویری که همزمان همزیستی شیعه و اهل سنت را در این استان نیز به نمایش میگذارد.
نظرات (0)