جاده نجف تا کربلا امسال فقط میزبان قدم‌های میلیون‌ها زائر نیست؛ این مسیر، این بار نیز روایتی تازه از عاشورا را با خود حمل می‌کند؛ روایتی از همدلی ملت‌ها، یاد شهیدان و شعارهای خون‌خواهی که از دل تاریخ برخاسته و میان جمعیت امروز معنا یافته است.

نخستین زائر امسال، پیش از سیل جمعیت رسید

هر سال گفته می‌شود اربعین با نخستین گام یک زائر آغاز می‌شود؛ اما امسال این روایت از گام‌ها شروع نشد، از یک نام آغاز شد. هنوز جاده نجف تا کربلا از جمعیت پر نشده بود که مردم عراق در کوچه‌ها، خیابان‌ها و موکب‌ها به استقبال رهبر شهید رفتند؛ مهمانی که سال‌ها تنها از قاب تصویرها و سخنرانی‌ها می‌شناختند. پرچم‌ها برافراشته شد، بنرها نصب شد و تصویر او، پیش از آنکه زائران به مسیر برسند، بر دیوارهای جاده نقش بست؛ گویی میزبانان می‌خواستند دین خود را به مردی ادا کنند که او را خادم آرمان مقاومت می‌دانستند. نام او از نجف تا کربلا بر زبان موکب‌داران و زائران جاری بود و پیش از شکل‌گیری ازدحام میلیونی، حال‌وهوای دیگری به مسیر بخشید.

رنگ سرخ، پررنگ‌تر از همیشه

هرچه قدم‌ها به کربلا نزدیک‌تر می‌شود، رنگ سرخ بیشتر خودنمایی می‌کند؛ سرخی که تنها رنگ یک پرچم نیست، بلکه یادآور ندایی است که قرن‌ها پیش در صحرای کربلا برخاست و هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد: «یا لثارات الحسین». امسال این پرچم‌ها بیش از هر سال در مسیر مشایه دیده می‌شوند؛ از ابتدای جاده نجف تا نزدیکی حرم، بر فراز موکب‌ها، میان دست‌های زائران و کنار پرچم‌های کشورهای گوناگون، این پرچم‌ها در باد می‌رقصند؛ گویی هر کدام ادامه روایتی‌اند که از عصر عاشورا آغاز شده و هنوز پایان نیافته است. پرچم‌های سرخ «یا لثارات الحسین» و «یا الثارات الخامنه‌ای» در کنار پرچم کشورهای مختلف، بیش از گذشته به چشم می‌آیند و گویی این جاده بار دیگر زبان خون‌خواهی را به یاد آورده است.

امسال همچنین پرچم‌های اسرائیل و آمریکا بیش از سال‌های گذشته بر خاک مسیر دیده می‌شود تا لگدمال شدن آن‌ها پیامی باشد برای رهبرانی که به باور زائران، سرنوشتی جز زیر پا ماندن در برابر اراده ملت‌ها نخواهند داشت. عبور مردمان از روی این تصاویر نیز صحنه‌های جالبی را رقم زده است؛ کودکانی که برای نخستین بودن در پای‌کوبیدن بر این تصاویر از یکدیگر پیشی می‌گیرند.

موسم خدمت و مهمان‌نوازی عراقی‌ها

سال‌هاست مردم عراق اربعین را تنها یک مناسبت مذهبی نمی‌دانند؛ برای آنان این روزها موسم خدمت است. بسیاری از خانواده‌ها ماه‌ها پیش از آغاز پیاده‌روی، خود را برای پذیرایی از زائران آماده می‌کنند؛ خانه‌هایشان را در اختیار غریبه‌هایی می‌گذارند که تنها وجه اشتراکشان عشق به امام حسین(ع) است. دیگ‌های غذا از سپیده‌دم بر آتش می‌رود، استکان‌های چای لحظه‌ای خالی نمی‌ماند و خادمان موکب‌ها، بی‌آنکه نامی از خود بگذارند، تنها به دنبال آن‌اند که زائری خسته از کنارشان گرسنه یا تشنه عبور نکند. در طول مسیر کمتر موکبی را می‌توان یافت که میزبان، پیش از تعارف یک استکان چای یا لیوان آب، از ملیت زائر بپرسد؛ اینجا همه با یک نام شناخته می‌شوند: «زائر الحسین».

ایران و عراق؛ دو پرچم، یک مقصد

برای بسیاری از عراقی‌ها زائر ایرانی غریبه نیست؛ سال‌ها همدلی، رفاقت و اشتراک در باورها، پیوندی ساخته که از مرزهای جغرافیایی عبور کرده است. از نخستین لحظه ورود به عراق، پرچم‌های دو کشور در کنار یکدیگر دیده می‌شود؛ پرچم‌هایی که دوشادوش هم بر سردر برخی موکب‌ها نصب شده‌اند و برای زائران تنها یک نماد نیستند، بلکه تصویری از پیوندی‌اند که سال‌هاست میان دو ملت شکل گرفته است. برخی زائران از برخورد آمیخته با احترام و صمیمیت مردم و مأموران عراقی با ایرانی‌ها می‌گویند؛ پیرمردی که با شنیدن زبان فارسی لبخندش عمیق‌تر می‌شود و جوانی که با لهجه شکسته فارسی زائران را به استراحت دعوت می‌کند. گاهی تنها یک جمله کوتاه کافی است: «ایران و عراق... اخوان»؛ همین چند کلمه فاصله دو ملت را به اندازه چند قدم در جاده نجف تا کربلا کاهش می‌دهد.

در گوشه‌ای از مسیر کودکی پرچم عراق را در دست دارد و در کنار او نوجوانی پرچم ایران را بالا گرفته است؛ چند متر آن‌طرف‌تر زائرانی از لبنان، پاکستان، افغانستان، یمن و کشورهای دیگر با پرچم‌های خود در میان جمعیت حرکت می‌کنند. مقصد همه یکی است و شعارها، اگرچه با زبان‌های مختلف گفته می‌شود، یک معنا را روایت می‌کنند. شاید همین تصویرهاست که اربعین را به بزرگ‌ترین نمایش وحدت جهان اسلام تبدیل کرده است؛ جایی که ملیت‌ها در حاشیه قرار می‌گیرند و آنچه باقی می‌ماند، هویت مشترک عاشورایی است.

زائران ایرانی و یاد میناب

حادثه تلخ میناب و همدلی مردمان عراقی در این واقعه، تسکین خاطری برای ایرانیان شده است. امسال اما مسافرانی که از سرزمین ایران به این زیارت پای گذاشته‌اند، متفاوت‌ترند؛ از تصاویر فرشتگان بهشتی میناب که در نزدیکی حرم حضرت علی(ع) قرار گرفته است تا بلند شدن نام جاویدالاثر ماکان نصیری در بلندگوهای بین‌الحرمین که به مرکز مفقودی‌های حرم خوانده می‌شد.

پیامی که از کربلا نمی‌میرد

تاریخ این مسیر را پیش از این نیز دیده است؛ روزی کاروان حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) پیام عاشورا را از دل داغ و اسارت به شهرها رساند؛ پیامی که قرار نبود در کربلا دفن شود. اگر آن کاروان روایت مظلومیت را زنده نگه داشت، امروز میلیون‌ها زائر از ده‌ها کشور جهان، هر کدام به زبان خود، روایت ماندگاری آن پیام را ادامه می‌دهند. شب‌ها حال‌وهوای برخی موکب‌ها تغییر می‌کند؛ جمعیت گرد هم می‌آیند، پرچم ایران بالا می‌رود، پرچم‌های سرخ در کنار آن قرار می‌گیرد و صدای شعارها و نوحه‌ها سکوت جاده را می‌شکند؛ گویی بخشی از همان میدان‌ها این بار چمدان بسته و به جاده نجف تا کربلا آمده است. «یا لثارات الحسین» دیگر تنها جمله‌ای بر یک پرچم نیست؛ شعاری است که در میان قدم‌های زائران معنایی تازه یافته است.