محمدتقی یازرلو، مستندساز ایرانی، در گفت‌وگویی با خبرنگار مهر از تجربه ساخت مستندهایی درباره پیاده‌روی اربعین سخن گفت؛ آثاری که نه فقط راهپیمایی میلیونی، بلکه تصویری از خدمت، ایثار و معنویت را در دل آن روایت می‌کنند. او اربعین را نمایشی از مقاومت عاشقانه می‌داند که بدون هیچ سلاحی، با عشق و ارادت به پیش می‌رود.

از نقش خادمی تا پشت دوربین

یازرلو روایت می‌کند که در اربعین سال ۱۳۹۴ به عنوان خادم برای خدمت‌رسانی به زائران دعوت شده بود و همین سفر، نقطه آغاز ساخت نخستین مستند او شد. او با همراه داشتن دوربین و تجهیزات، از مسئولی که وی را اعزام کرده بود اجازه گرفت تا صحنه‌های مسیر را ثبت کند و بدین ترتیب ضبط راهپیمایی همان سال آغاز شد.

حاصل این کار، مستندی حدوداً ۴۰ دقیقه‌ای به نام «بیعت اربعین» بود که پنج تا شش سال پیاپی از شبکه افق پخش شد. این مستند بر سختی‌هایی تمرکز دارد که خادمان زائران در طول مسیر با آن‌ها مواجه‌اند؛ سختی‌هایی که به گفته یازرلو برخی را از ادامه راه بازداشت، اما گروهی دیگر با وجود تمام خستگی‌ها، مشتاق بودند سال‌های بعد نیز این خدمت را ادامه دهند.

جانبازان دفاع مقدس در موکب‌ها

سال ۱۳۹۵، یازرلو به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بار دیگر عازم راهپیمایی اربعین شد تا مستند «اربعین» را بسازد؛ فیلمی که به فعالیت خادمان اختصاص داشت، به‌ویژه خادمانی که همگی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس بودند. این جانبازان در موکب‌ها به آبرسانی و خدمت‌رسانی به زائران می‌پرداختند؛ کاری بسیار دشوار، چراکه خودشان مجروحیت‌های شیمیایی و جسمانی داشتند.

او یادآور می‌شود که در آن مقطع، ساختمان در حال ساخت حرم حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نیمه‌کاره بود و امکانات رفاهی مناسبی وجود نداشت؛ از این رو جانبازان مجبور بودند آب را از مسافتی طولانی حمل کرده و به زائران برسانند.

اربعین؛ مقاومتی بدون سلاح

یازرلو در حاشیه این مستند، قیاسی میان دوران جنگ و اتحاد و انسجام رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس انجام داده است: همان افرادی که روزگاری در جبهه‌ها بودند، اکنون در فضایی دیگر و در همان راستا فعالیتی مشابه انجام می‌دهند. به باور او، این تصویر نشان می‌دهد که راهپیمایی اربعین نیز نوعی مقاومت است، بدون آنکه کسی سلاحی در دست داشته باشد.

او می‌گوید سلاح افراد در اربعین همان عشق و ارادت، ظرف‌ها و وسایل خدمت‌رسانی، نان و آب است که به یکدیگر می‌رسانند.

چالش‌ها و شیرینی‌های مسیر

این مستندساز به تفاوت‌های فرهنگی و چالش‌های پیش‌روی خادمان نیز اشاره کرد؛ برای نمونه، موضوع ساده‌ای مانند سیگار کشیدن به چالشی تبدیل شده بود، زیرا گروه‌ها تأکید داشتند ته‌سیگار در سطل ریخته شود نه روی زمین، اما برخی توجه نمی‌کردند و خادمان مجبور بودند خم شوند و ته‌سیگارها را از زمین جمع کنند.

در عین حال، خاطرات شیرینی نیز در این مسیر ثبت شده است؛ یازرلو از گروه‌های مداحی در موکب‌ها یاد می‌کند که مداحانشان چهره‌های شناخته‌شده‌ای نبودند، بلکه از میان خود زائران برمی‌خاستند و به طور خودجوش به نوحه‌خوانی و سینه‌زنی می‌پرداختند. زائران پس از آن به سمت حرم امیرالمؤمنین (ع) در نجف می‌رفتند، استراحتی می‌کردند و مجدداً راهپیمایی به سمت کربلا را آغاز می‌کردند؛ سختی‌هایی که به گفته او در عین دشواری، بسیار شیرین بودند.

فراتر از نگاه لجستیکی به اربعین

یازرلو درباره ضرورت پرداختن به عمق معنوی راهپیمایی اربعین در سینما توضیح داد: این راهپیمایی ابعاد بین‌المللی دارد و بدون حضور معصومان (ع) و بدون حضور خود امام زمان (عج) نمی‌تواند با این قدرت و وسعت شکل بگیرد. او معتقد است سختی‌هایی که خادمان تحمل می‌کنند، نشان از انرژی الهی دارد که خداوند در وجودشان نهاده تا بتوانند جمعیت میلیونی را هدایت، رسیدگی و خدمت‌رسانی کنند.

او در پایان تأکید کرد که در حوزه فیلمسازی باید از نگاه صرفاً لجستیکی و تدارکاتی به اربعین فراتر رفت و به عمق معنوی آن و نقشی که انسان در این عرصه ایفا می‌کند توجه کرد؛ انسانی که به عنوان تابع ولی‌عصر (عج) از ایشان انرژی می‌گیرد و کارها را به انجام می‌رساند. به گفته او، به این عمق در سینما کمتر پرداخته شده و بیشتر بر نمایش حضور مردم و نیازهای روزمره آن‌ها تأکید می‌شود، در حالی که باید از این سطح فراتر رفت و به نوعی تصویری از قیامت را مجسم کرد.

او به نمونه‌ای اشاره می‌کند که به ندرت در این مسیر چیزی گم می‌شود و کسی آن را برمی‌دارد؛ اگر شیءای را جا بگذارید، هنگام بازگشت می‌بینید که همچنان به همان شکل باقی است. این جز با حضور یک معصوم و ایجاد چنین فضایی قابل تبیین نیست؛ چراکه آن حضور موجب می‌شود همه چیز در جای خود باقی بماند.