تعطیلات نوروز برای بسیاری فرصت استراحت و دید و بازدید است، اما برای کیوان و دوستانش، گردش شبانه روز سوم فروردین به حادثه‌ای هولناک و جبران‌ناپذیر تبدیل شد؛ حادثه‌ای که از یک رانندگی پرخطر آغاز شد و با ضربه چاقوی یکی از دوستان به سینه او پایان یافت.

از مهمانی عید تا گردش در خیابان‌های خلوت

به گفته منابع انتظامی، روزهای نخست سال جدید با هوای بهاری و خیابان‌های خلوت پایتخت همراه بود. کیوان که از تعطیلی و نبود والدینش در خانه استفاده می‌کرد، بیشتر وقت خود را با دوستانش و گشت‌وگذار با خودرو می‌گذراند. روز سوم تعطیلات، حوالی ساعت ۱۱ صبح با تماس تلفنی یکی از دوستانش به نام آرش از خواب بیدار شد. آرش او را برای حضور در یک مهمانی شبانه در خانه یکی از دوستان مشترک دعوت کرد.

کیوان بدون نگرانی از بابت بازگشت دیرهنگام، دعوت را پذیرفت چرا که می‌دانست پدر و مادرش تا دو روز دیگر از سفر بازنمی‌گردند. حدود ساعت ۱۹ به همراه آرش راهی مهمانی شد و تا پاسی از شب در آنجا ماند. پس از پایان مهمانی، کیوان به همراه آرش و دوست دیگرشان به نام سعید سوار بر خودرو به سمت خانه حرکت کردند، اما در میانه راه تصمیم گرفتند سری هم به یکی از بوستان‌های شهر بزنند و دوری در خیابان‌های خلوت بزنند.

رانندگی جنون‌آمیز و لحظه نزدیک به تصادف

خلوتی خیابان‌ها در آن ساعت شب، وسوسه‌ای برای خودنمایی و رانندگی با سرعت بالا شد. راننده جوان با سرعتی سرسام‌آور حرکت می‌کرد و غرش خودرو سکوت شب را می‌شکست. دو سرنشین دیگر نیز با هیجان نظاره‌گر این رانندگی پرخطر بودند. این نمایش خطرناک اما خیلی زود تا آستانه یک فاجعه پیش رفت.

هنگام عبور از یک تقاطع، راننده بدون توجه به چراغ قرمز وارد چهارراه شد. در همان لحظه خودرویی دیگر از سمت راست وارد خیابان شد. کیوان که متوجه خطر برخورد شده بود، وحشت‌زده فریاد کشید «مراقب باش» و ناخودآگاه دستش را به سمت فرمان برد و آن را به چپ چرخاند. در کسری از ثانیه دو خودرو با فاصله‌ای بسیار کم از کنار هم عبور کردند و پس از کشیده شدن خط ترمزی طولانی، هر دو متوقف شدند.

درگیری خیابانی و چاقویی که مسیرش عوض شد

سرنشینان هر دو خودرو که شوکه شده بودند، پیاده شدند. خودروی مقابل نیز دو جوان قوی‌هیکل را در خود داشت. به گفته شاهدان، لحن و رفتار آن دو نفر نشان می‌داد وضعیت جسمی و روحی عادی ندارند و به شدت عصبانی بودند. مشاجره لفظی خیلی زود به فحاشی و سپس درگیری فیزیکی کشیده شد.

در این نزاع، دو جوان قوی‌هیکل بر کیوان و آرش غلبه کردند و آن‌ها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. در همین حین، سعید که تا لحظاتی قبل در خودرو نشسته بود، به سمت ماشین رفت و چاقوی ضامن‌داری را که زیر صندلی پنهان کرده بود، بیرون کشید. او با فریاد به سمت دو مهاجم دوید تا به گفته خودش از دوستانش دفاع کند. دستش را بالا برد تا ضربه را بر پشت یکی از آن دو فرود آورد اما آن پسر با هشدار دوستش به سرعت جاخالی داد.

در کمال ناباوری، تیغه چاقو به جای رقیب، بر سینه کیوان فرود آمد. خون به سرعت بر آسفالت خیابان جاری شد و هر چهار جوان حاضر در صحنه را در بهت و وحشت فرو برد.

فرار، تماس رهگذران و مرگ در بیمارستان

پس از وارد شدن ضربه، دو پسر قوی‌هیکل از ترس حادثه پا به فرار گذاشتند. سعید و آرش نیز که می‌لرزیدند و گریه می‌کردند، توان کمک مؤثری نداشتند تا اینکه رهگذران با اورژانس تماس گرفتند. آمبولانس دقایقی بعد در محل حاضر شد و کیوان را به بیمارستان منتقل کرد، اما شدت جراحت به حدی بود که تلاش پزشکان نتیجه نداد. به علت خونریزی شدید و پارگی رگ‌های قلب، کیوان جان خود را از دست داد.

با اعلام موضوع به پلیس، ماموران ساعتی بعد سعید و آرش را بازداشت کردند. آن‌ها در اظهارات اولیه که از روی ترس بیان شده بود، سعی کردند مسئولیت قتل را متوجه دو پسر فراری کنند و مدعی شدند آن‌ها عامل جنایت بوده‌اند. همین اظهارات، مسیر تحقیقات را به سمت شناسایی دو متهم متواری تغییر داد.

دستگیری متهمان متواری و برملا شدن حقیقت

کارآگاهان جنایی پس از سه روز تعقیب و بررسی، مخفیگاه دو جوان فراری به نام‌های شهرام و پیمان را شناسایی و آن‌ها را دستگیر کردند. با این حال، در بازجویی‌ها، هر دو منکر ارتکاب قتل شدند و انگشت اتهام را به سمت سعید نشانه گرفتند. آن‌ها تأکید کردند که درگیری فیزیکی داشته‌اند اما ضربه چاقو کار آن‌ها نبوده است.

تناقض در اظهارات و انکار متهمان فراری باعث شد بازجویی از سعید و آرش با دقت بیشتری ادامه یابد. آرش که میان وفاداری به دوست و عذاب وجدان گرفتار شده بود، سرانجام سکوتش را شکست و واقعیت را بازگو کرد. او اعتراف کرد که ضارب اصلی، دوست صمیمی مقتول یعنی سعید بوده و ضربه به اشتباه بر پیکر کیوان فرود آمده است. پس از این اعتراف، سعید نیز چاره‌ای جز بیان حقیقت ندید.

اعتراف تلخ متهم: نمی‌خواستم دوستم را بکشم

سعید در اعترافات خود گفت: «من نمی‌خواستم دوستم را بکشم؛ این فقط یک حادثه بود. آن شب مشروب خورده بودم، حالم خوب نبود و نمی‌فهمیدم چه کار می‌کنم. امیدوارم اول خداوند و سپس پدر و مادر کیوان مرا ببخشند.» به گفته بازپرس پرونده، مصرف مشروبات الکلی، همراه داشتن سلاح سرد و رانندگی خطرناک، زنجیره‌ای از تخلفات و رفتارهای پرخطر را تشکیل داده که در نهایت به این جنایت ناخواسته منجر شده است.

پرونده با تکمیل تحقیقات و اعتراف صریح متهم، برای طی مراحل قانونی و رسیدگی قضایی در اختیار مرجع ذی‌صلاح قرار گرفته است. پلیس بار دیگر نسبت به خطرات رانندگی در حالت غیرعادی، حمل سلاح سرد و تبدیل نزاع‌های خیابانی به فجایع جبران‌ناپذیر هشدار داده و از جوانان خواسته است از هرگونه درگیری و رفتارهای هیجانی پرهیز کنند.

  • رانندگی با سرعت غیرمجاز و عبور از چراغ قرمز، عامل اصلی آغاز درگیری بود.
  • همراه داشتن چاقوی ضامن‌دار و اقدام هیجانی در نزاع، قتل دوست را رقم زد.
  • تلاش اولیه برای منحرف کردن تحقیقات با معرفی افراد دیگر به عنوان قاتل، ناکام ماند.