بازگشت ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» از آب‌های منطقه، روایتی تازه از مفهومی را برجسته کرده که رسانه‌ها آن را «تیمارستان‌هایی روی آب» نامیده‌اند؛ ناوهای غول‌پیکری که در جنگ طولانی با ایران، افزون بر مأموریت رزمی، به محلی برای انباشت خستگی، فشار روانی و کمبودهای تدارکاتی تبدیل شده‌اند. بررسی اسناد و گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد هزینه واقعی این جنگ برای نیروی دریایی آمریکا، نه در بدنه ناوها، بلکه در روحیه خدمه و فرسایش زنجیره پشتیبانی نهفته است.

اعتراف‌های تلخ در بیانیه بازگشت لینکلن

سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا در ۲۳ مرداد اعلام کرد ناو لینکلن پس از ۲۶۶ روز مأموریت، از جمله حدود ۲۰۰ روز حضور در منطقه جنگی، در قالب «چرخش برنامه‌ریزی‌شده» به خانه بازمی‌گردد. با این حال، متن همین بیانیه حاوی اعتراف‌های تلخی بود: اشاره به «درمان تعدادی پرونده سلامت روان»، «تغییر برنامه غذایی در شرایط نبود تدارکات تازه» و «محدود شدن تماس با خانواده در شرایط تهدید بالا».

لینکلن سی‌ام آبان سال گذشته سن‌دیگو را ترک کرد و ابتدا مأموریتش در اقیانوس آرام اعلام شد؛ اما در دی‌ماه به خاورمیانه هدایت شد و از نهم اسفند وارد جنگ با ایران شد. در این مدت، این ناو بیش از ۱۰ هزار سورتی پرواز انجام داد و حدود ۱.۵ میلیون پوند مهمات پرتاب کرد؛ با این حال بیش از ۲۰۰ روز مأموریت بی‌وقفه، خدمه را به مرز فرسودگی روانی رسانده است.

کمبود تدارکات؛ از میوه و شامپو تا بسته‌های پستی

گره اصلی در روزهای آغاز جنگ شکل گرفت. حملات موشکی و پهپادی ایران به بخش‌های مهم مقر ناوگان پنجم در بحرین، یک هاب چندده‌ساله فرماندهی، انبارداری، تعمیر و توزیع را از مدار عادی خارج کرد. با ناامن شدن بحرین و قرار گرفتن بندر فجیره امارات در برد موشکی ایران، پنتاگون جزیره «دیه‌گو گارسیا» را به نقطه اصلی ارسال محموله تبدیل کرد؛ جزیره‌ای حدود ۳۵۰۰ کیلومتر دورتر از گروه‌های ناو مستقر در دریای عمان.

این جابه‌جایی، رفت‌وبرگشت کشتی‌های سوخت‌رسان و مهمات‌رسان را طولانی‌تر کرد، ارسال قطعات را دشوار ساخت و خطر افت کیفیت اقلام تازه را افزایش داد. خانواده‌ها و شماری از ملوانان در گفت‌وگو با رسانه‌های آمریکایی از کمبود میوه و محصولات بهداشتی، تأخیر یا گم شدن بسته‌های پستی، خرابی توالت و رخت‌شویی، کپک حمام‌ها، قطعی آب گرم و مشکلات کیفیت آب سخن گفتند. سناتور «ریچارد بلومنتال» نیز همین موارد را در نامه‌ای برای درخواست تحقیق فهرست کرد. نیروی دریایی تنها «شدت» برخی از این موارد را رد کرد، اما پذیرفت که رویه‌های قبلی بر اثر عملیات‌های رزمی تغییر کرده است.

حوادث انسانی؛ نشانه‌های فرسودگی روانی

گزارش‌هایی از تلاش برای خودکشی ملوانان منتشر شده است. اوایل آگوست یک ملوان از ناو لینکلن به آب افتاد، زنده‌گیری شد و برای درمان منتقل گردید. ملوان دیگری از ناوشکن «فرانک‌ای. پترسن جونیور» در گروه لینکلن نیز به آب افتاد و نجات یافت. خانواده‌ها از موارد دیگری سخن گفته‌اند که افراد پیش از پریدن مهار شده‌اند؛ اما نیروی دریایی افزایش افکار خودکشی را رد کرده و گفته تنها تعدادی پرونده سلامت روان، بدون تلفات، درمان شده است. اعزام مشاوران و مددکاران بیشتر به ناوگان‌ها و جایگزینی لینکلن با «جورج واشنگتن»، نشانه‌ای از همین فرسایش در ابعاد بزرگ‌تر است.

آتش‌سوزی فورد و طولانی‌ترین اعزام پس از ویتنام

ناو «جرالد فورد» سوم تیر سال گذشته اعزام شد و پس از مأموریت در اروپا و کارائیب، برای حمله به ایران به خاورمیانه آمد. در بیست‌ویکم اسفند، حادثه‌ای عجیب در این ناو رخ داد که شائبه اقدام عمدی را برانگیخت؛ آمریکایی‌ها آن را آتش‌گرفتن ناو اعلام کردند. به گفته آنان، آتش از بخش رخت‌شویی عقب ناو آغاز شد و دود به فضاهای اسکان رسید. عملیات اطفای حریق بیش از یک روز طول کشید، بیش از ۲۰۰ نفر بر اثر استنشاق دود تحت درمان قرار گرفتند و بیش از ۱۰۰ تخت از بین رفت.

فورد به دلیل بالا گرفتن سطح درگیری ناچار شد از دریای سرخ برگردد، از کانال سوئز عبور کند و برای بیش از یک هفته تعمیر اسکله‌ای به پایگاه «سودا بی» در جزیره کرت یونان برود؛ واضح‌ترین عقب‌نشینی در جنگ که با بهانه «حادثه داخلی و غیررزمی» توجیه شد. این ناو پس از تعمیر به عملیات بازگشت، اما در ۲۶ اردیبهشت و پس از ۳۲۶ روز به آمریکا رسید؛ طولانی‌ترین اعزام ناو هواپیمابر آمریکا پس از جنگ ویتنام. این پرونده هم‌زمان دو چهره تاب‌آوری آمریکا را نشان می‌دهد: توان مهار آتش و بازگرداندن ناو به خدمت، و شکنندگی برنامه‌ای که با خروج موقت یک ناو، پنتاگون را به شتاب‌دادن اعزام «جورج اچ. دبلیو. بوش» واداشت.

ترومن و تریپولی؛ نمونه‌های دیگر فرسایش

برخی آسیب‌های لجستیکی ماه‌های اخیر ریشه در تحرکات گذشته دارد. ناو «هری اس. ترومن» در بهمن سال ۱۴۰۳ نزدیک ورودی کانال سوئز با کشتی تجاری «بشیکتاش-ام» برخورد کرد، بدنه‌اش شکافت و برای تعمیر اضطراری به «سودا بی» عقب نشست و فرمانده ناو برکنار شد. سپس در اردیبهشت ۱۴۰۴، هنگام مانور برای گریز از موشک‌های انصارالله، یک جنگنده اف-۱۸ و یدک‌کش آن از عرشه به دریا افتاد. در همان ماه، یک اف-۱۸ دیگر پس از خرابی سامانه کابل ترمز از عرشه عبور کرد و خلبانان ایجکت کردند و نجات یافتند.

ناو تهاجم آبی‌-خاکی «تریپولی» نیز در بهار امسال به غرب آسیا اعزام شد و هم‌زمان با گزارش‌ها درباره لینکلن، خانواده برخی نیروها تصاویری از وعده‌های کم‌حجم غذایی و روایت‌هایی از نبود محصولات تازه، شامپو و اقلام بهداشتی منتشر کردند. نیروی دریایی و وزیر جنگ آمریکا این گزارش‌ها را رد کردند و مدعی شدند تریپولی و لینکلن بیش از ۳۰ روز «ذخیره غذایی کلاس یک» دارند؛ ادعایی که با تصاویر منتشرشده از کمبودها در توزیع مواد غذایی در تناقض است.

توان عملیات، با پایداری یکی نیست

نیروی دریایی آمریکا در ماه‌های نخست جنگ توانست حجم بالایی از پرواز و حمله را حفظ کند؛ اما تمدید چندباره مأموریت‌ها، حذف توقف‌های بندری، جابه‌جایی ناوها از دیگر حوزه‌های عملیاتی و افزایش فشار بر خدمه و تجهیزات، زنگ خطر را برای پنتاگون به صدا درآورده است. مسئله اصلی، کاهش تدریجی حاشیه اطمینان ناوگان در جنگ طولانی با ایران و محور مقاومت است.

نکته کلیدی آن است که برای ضربه زدن به ناو، الزاماً نیازی به اصابت مستقیم نیست. ناو هواپیمابر هسته‌ای برای حرکت به سوخت متعارف وابسته نیست، اما هواپیماهایش به سوخت، مهمات و قطعات نیاز دارند و ناوشکن‌های اسکورت، سامانه‌های دفاعی، بیمارستان کشتی، آشپزخانه و هزاران خدمه بدون شبکه تدارکاتی دوام نامحدود ندارند. ناامن‌کردن بنادر، انبارها، باندها، مراکز ارتباطی و مسیرهای تدارکاتی، نرخ عملیات و کیفیت کار خدمه را کاهش می‌دهد.

جغرافیای نبرد نیز به نفع ایران است؛ آمریکا ابتدا ناوهایش را به نزدیکی ایران کشانده بود، اما با وقوع تهدیدها مجبور به عقب‌نشینی شد. انجام عملیات از فواصل دورتر چالش‌های بیشتری دارد و نزدیکی به آب‌های عمان و خلیج‌فارس برای ناوهای آمریکایی پرهزینه است؛ چراکه موشک‌های ساحل‌پایه، پهپادها، مین‌ها، قایق‌های تندرو و سامانه‌های شناسایی زمینی لازم نیست ناوگان را شکست دهند؛ کافی است حرکت آن را محتاط‌تر، دفاع را پرهزینه‌تر و ورود به بندر را پرخطر کنند.