بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، در اظهاراتی با انتقاد از دامن زدن به اختلافات و بزرگنمایی برخی حاشیهها در فضای سیاسی و رسانهای کشور، خواستار بازگشت به وحدت ملی و عبور از منازعات جناحی شد. او تاکید کرد که در شرایط حساس کنونی، اولویت باید پیش رفتن کار کشور و تأمین منافع ایران باشد، نه رقابت بر سر نامها و گروهها.
درسهای تاریخ؛ سرنوشت ایران مهمتر از نام افراد
نگاهداری با اشاره به تجربه تاریخی ایران گفت: تاریخ این سرزمین سرشار از جنگهایی است که آثار آنها تا سالها و حتی قرنها بر جای مانده است؛ از پیروزیهایی همچون جنگ حران تا شکستهایی که به قراردادهای گلستان و ترکمانچای انجامید. او با بیان اینکه آنچه در حافظه تاریخ میماند نه نام افراد، بلکه سرنوشت ایران و نتیجهای است که برای کشور رقم خورده، افزود: چند دهه بعد ممکن است نام بسیاری از افراد به یاد آورده نشود، اما آثار تصمیمها و عملکرد امروز آنان بر سرنوشت ایران باقی خواهد ماند.
وی با یادآوری اینکه امروز کسانی در چهار میدان جنگ، دیپلماسی، خدمت و خیابان مسئولیت خود را ایفا میکنند و جان و آبروی خود را برای ایران به میدان آوردهاند، تصریح کرد: در چنین شرایطی، وارد کردن دعواهای انتخاباتی، جناحی و سیاسی به مسائل اصلی کشور کوتهنگری است و نباید مسئله را به دعوای اسمها یا رقابت میان «تیم من» و «تیم تو» تقلیل داد.
هدف دشمن؛ فرسایش ایران در وضعیت نه جنگ و نه صلح
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس یکی از اهداف دشمنان ایران را گرفتار کردن کشور در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» دانست و گفت: آنها میخواهند ایران همواره درگیر، فرسوده و در نزاع با همسایگان خود باقی بماند. به گفته او، این چرخه معیوب باید شکسته شود و کشور از وضعیت فرسایشی کنونی خارج شود؛ همان مسیری که رهبر شهید نیز بر ضرورت آن تاکید داشت.
نگاهداری خروج از این وضعیت را نیازمند انسجام داخلی، تصمیمگیری سنجیده و فعالسازی ظرفیتهای ملی دانست و هشدار داد: کشوری که در درون خود گرفتار منازعات فرسایشی باشد، توان و ظرفیت حکمرانی خود را از دست میدهد و لقمه حاضر و آمادهای برای دشمنانش خواهد بود.
اقتصاد توجه؛ وقتی حاشیهها جای مسئله اصلی را میگیرند
وی با انتقاد از بزرگنمایی برخی حاشیهها در فضای سیاسی و رسانهای کشور اظهار کرد: یکی از مشکلات امروز این است که متغیرهای کوچک چنان بزرگ میشوند که جای مسئله اصلی کشور را میگیرند. نگاهداری پرسید: چه میزان از مردم و چه تعداد از تجمعات واقعاً حامل مواضع تخریبی علیه مسئولان کشور هستند؟ آیا میتوان صدای محدود برخی افراد را به کل جامعه ایران نسبت داد؟
او این روند را بخشی از سازوکار «اقتصاد توجه» توصیف کرد و گفت: موضوعی که صدای بلندتر یا بازنمایی رسانهای بیشتری دارد، مهمتر از واقعیت آن به نظر میرسد و تکرار این تصویرها میتواند به تغییر ادراک جامعه و جابهجایی اولویتهای افکار عمومی منجر شود.
جنگ شناختی و کارزارهای نفوذ
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با اشاره به اظهارات اخیر جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، درباره شکلگیری کارزارهای نفوذ اسرائیلی برای اثرگذاری بر تصمیمهای سیاسی در آمریکا و هزینههای چندصد میلیوندلاری این تلاشها گفت: سادهانگاری است اگر تصور کنیم چنین تلاشهایی در قبال ایران انجام نمیشود. به گفته او، جنگ شناختی زمانی موفق میشود که دشمن بتواند خواستههای خود را با زبان خود ایرانیان بیان کند.
جدایی میدان اجتماعی از عرصه تصمیمگیری
نگاهداری در پایان با تاکید بر ضرورت تفکیک میان میدان اجتماعی و عرصه تصمیمگیری گفت: صحنه دفاع از کشور به شور، هیجان، ایستادگی و حضور مردم نیاز دارد؛ اما تصمیمگیری درباره کلانترین مسائل کشور باید بر پایه عقلانیت، منطق، اصول و ارزیابی دقیق پیامدها انجام شود.
وی خاطرنشان کرد: خطا آنجاست که از مسئولان انتظار داشته باشیم در تصمیمهای راهبردی صرفاً بر اساس هیجان عمل کنند یا از شور و هیجان مردم برای فشار بر مسئولان استفاده شود. رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در پایان گفت: ما در جنگی قرار داریم که اگر با انسجام، عقلانیت و مسئولیتپذیری پیش برویم، ایستادگی و دستاوردهای آن میتواند به فخر تاریخ ایران تبدیل شود و نباید اجازه دهیم چنین رخداد بزرگی به بازیهای سیاسی تفرقهآلود فروکاسته شود.
نظرات (0)